شناسه حدیث :  ۳۱۰۱۶۰

  |  

نشانی :  التوحيد  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۴  

عنوان باب :   2 باب التوحيد و نفي التشبيه

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ وَ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ اَلْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ اَلنَّهْدِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ كُلِّهِمْ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي اَلْمِقْدَامِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي بَعْضِ خُطَبِهِ: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي كَانَ فِي أَوَّلِيَّتِهِ وَحْدَانِيّاً وَ فِي أَزَلِيَّتِهِ مُتَعَظِّماً بِالْإِلَهِيَّةِ مُتَكَبِّراً بِكِبْرِيَائِهِ وَ جَبَرُوتِهِ اِبْتَدَأَ مَا اِبْتَدَعَ وَ أَنْشَأَ مَا خَلَقَ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ كَانَ سَبَقَ بِشَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ رَبُّنَا اَلْقَدِيمُ بِلُطْفِ رُبُوبِيَّتِهِ وَ بِعِلْمِ خُبْرِهِ فَتَقَ وَ بِإِحْكَامِ قُدْرَتِهِ خَلَقَ جَمِيعَ مَا خَلَقَ وَ بِنُورِ اَلْإِصْبَاحِ فَلَقَ فَلاَ مُبَدِّلَ لِخَلْقِهِ وَ لاَ مُغَيِّرَ لِصُنْعِهِ وَ لاٰ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ لاَ رَادَّ لِأَمْرِهِ وَ لاَ مُسْتَرَاحَ عَنْ دَعْوَتِهِ وَ لاَ زَوَالَ لِمُلْكِهِ وَ لاَ اِنْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ وَ هُوَ اَلْكَيْنُونُ أَوَّلاً وَ اَلدَّيْمُومُ أَبَداً اَلْمُحْتَجِبُ بِنُورِهِ دُونَ خَلْقِهِ فِي اَلْأُفُقِ اَلطَّامِحِ وَ اَلْعِزِّ اَلشَّامِخِ وَ اَلْمُلْكِ اَلْبَاذِخِ فَوْقَ كُلِّ شَيْءٍ عَلاَ وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ دَنَا فَتَجَلَّى لِخَلْقِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ يُرَى وَ هُوَ بِالْمَنْظَرِ اَلْأَعْلَى فَأَحَبَّ اَلاِخْتِصَاصَ بِالتَّوْحِيدِ إِذِ اِحْتَجَبَ بِنُورِهِ وَ سَمَا فِي عُلُوِّهِ وَ اِسْتَتَرَ عَنْ خَلْقِهِ وَ بَعَثَ إِلَيْهِمُ اَلرُّسُلَ لِتَكُونَ لَهُ اَلْحُجَّةُ اَلْبَالِغَةُ عَلَى خَلْقِهِ وَ يَكُونَ رُسُلُهُ إِلَيْهِمْ شُهَدَاءَ عَلَيْهِمْ وَ اِبْتَعَثَ فِيهِمُ اَلنَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ - لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيىٰ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ لِيَعْقِلَ اَلْعِبَادُ عَنْ رَبِّهِمْ مَا جَهِلُوهُ فَيَعْرِفُوهُ بِرُبُوبِيَّتِهِ بَعْدَ مَا أَنْكَرُوا وَ يُوَحِّدُوهُ بِالْإِلَهِيَّةِ بَعْدَ مَا عَضَدُوا .
زبان ترجمه:

اسرار توحيد ;  ج ۱  ص ۳۱

حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد(رضى)گفت كه حديث كردند ما را محمد بن حسن صفار و سعد بن عبد اللّٰه هر دو از احمد بن محمد بن عيسى و هيثم بن ابى مسروق نهدى و محمد بن حسين بن ابى الخطاب همۀ ايشان از حسن بن محبوب از عمرو بن ابى المقدام از اسحق بن غالب از حضرت امام جعفر صادق از پدرش عليهما السلم كه فرمود رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)در بعضى از خطبه‌هاى خويش فرمود كه سپاس و ستايش خدائى را سزا است كه در اولويت خود تنها بوده و در ازليتش بالهيت و خدائى بزرگى را بر خود بسته و بكبرياء و جبروتش تكبر و بزرگوارى مينمود ابتدا كرد آنچه را اختراع فرمود و ايجاد كرد آنچه را آفريد باينكه آنها را از سر نو بديد آورد بدون مثال و مانندى مانند آنكه چنان باشد كه پيشى گرفته شده باشد بچيزى از آنچه آفريد پروردگار ما كه قديم است بلطف ربوبيت و پروردگارى خويش و بعلم آگاهى و اطلاع خود شكافت و گشود و باستوارى قدرت و توانائى كه دارد آفريد همۀ آنچه را آفريد و تاريكى شب را بنور عمود صبح شكاف يعنى تاريكى شب را برد و روشنائى روز را آورد پس هيچ تبديل و تغيير دهندۀ نيست كه خلق او را تغيير دهد يعنى دينى كه حق تعالى از براى بندگانش آفريده و اين نهى است در صورت نفى يعنى تبديل مدهيد دين خود را كه از براى شما مخلوق گردانيد يا سزاوار نيست كه آن را تبديل دهيد و يا هيچ كس نيست كه آن را تبديل دهد و محو و نابود گرداند و همچنين فقرات بعد از اين كه ميفرمايد و تغيير دهندۀ نيست كه صنع او را تغيير دهد و پس اندازۀ نيست كه حكم او را بعقب اندازد و ردكنندۀ نيست كه ام رو فرمان او را رد كند و جاى راحت و آسايشى از دعوت او نيست و ملك او را زوال و نيستى نباشد و مدتش را انقطاعى نه و او است كه خود هستى است در اول و دائمى است كه هميشه خواهد بود آنكه بنور خويش در پرده رفته در نزد آفريدگانش در افق مرتفع و عزت بلند و پادشاهى سر بلند و در بالاى هر چيزى برآمد و از هر چيزى نزديك شدن و باين سبب از براى خلقش ظاهر و آشكار شد بى‌آنكه چنان باشد كه ديده شود و آن جناب در نظرگاه بلندتر است پس اختصاص بتوحيد را دوست داشت چون بنور خويش در پرده رفت و در بلندى كه دارد بلند شد و از خلقش پنهان شد و رسولان را بسوى ايشان فرستاد تا آنكه او را حجت رسا باشد بر خلقش و رسولانش بسوى ايشان گواهانى باشند بر ايشان و در ميان ايشان پيغمبران را بر انگيخت در حالتى كه مژده دهندگان و ترسانندگان بودند« لِيَهْلِكَ‌ مَنْ‌ هَلَكَ‌ عَنْ‌ بَيِّنَةٍ‌ وَ يَحْيىٰ‌ مَنْ‌ حَيَّ‌ عَنْ‌ بَيِّنَةٍ‌ » يعنى تا هلاك و نابود شود هر كه هلاك شد از روى حجتى ظاهر و زنده شود هر كه زنده شد از روى بينه و گواه آشكار و از براى آنكه بندگان بدانند از پروردگار خويش و تعقل نمايند آنچه را كه جاهل بودند و آن را ندانسته بودند پس او را به پروردگارى كه دارد بشناسند و بعد از آنكه انكار كرده بودند و او را بخدائى يگانه گردانند بعد از آنكه ستيزه كرده و از راه بيرون رفته بودند.

divider

توحید صدوق / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۴۳

4-امام صادق عليه السّلام از پدر بزرگوارش نقل كرده‌اند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در يكى از خطبه‌هاى خود فرمودند:ستايش مخصوص خداوندى است كه از همان اوّل،يگانه بود و هميشه به پروردگارى بزرگ شمرده شده است و به بزرگى و جبروت،برترى مى‌جويد.با آنچه آفريد،شروع نمود و بدون هيچ الگويى،خلق كرد.
پروردگار ما كه از اوّل بوده و هميشه خواهد بود،با پروردگارى خود،(موجودات را)آفريد و به وسيلۀ علم بى‌حدّ خود،(آفرينش خود را)منظّم كرد و با استوارى قدرتش همه آنچه را خواست، آفريد و(آنها را)با نور روشنايى شكافت(به وجود آورد)او كسى است كه هيچ‌كسى نيست كه آفريده‌هاى او را به چيزى ديگرى تبديل كند و آنها را تغيير دهد و يا حكم او را تعقيب نمايد و يا دستورش را رد كند و يا از دعوتش فرار نمايد و يا در حكومتش نابودى به وجود آيد و يا براى آن پايانى باشد.او از اوّل بوده و تا هميشه خواهد بود.بالاتر از هر بالايى و نزديك‌تر از هر نزديكى است.براى مخلوقات خود نورافشانى مى‌كند،بدون اينكه ديده شود و او بسيار بالا ديده مى‌شود، (جايگاه بالايى دارد)همواره مى‌خواهد كه در يگانگى بى‌همتا باشد و به همين دليل با نور خود پنهان شد و در بزرگى خود برترى پيدا كرد و از مخلوقات خود مخفى گشت و به سوى آنان پيامبرانى را فرستاد تا نشان روشنى براى آنها باشند و پيامبران،شاهد(اعمال و رفتار)مردم هستند.آنها را در ميان مردم به‌عنوان بشارت‌دهنده و ترساننده مبعوث ساخت تا هركس نابود(و گمراه)مى‌شود،از روى دليل(و بعد از آن)نابود و گمراه گردد و هركس زنده(و هدايت)مى‌شود،با دليل زنده و هدايت گردد و بندگان نسبت به آنچه درباره‌ى خداوند نمى‌دانستند،بدانند(و در آن بينديشند)و بعد از آن‌كه او را انكار كردند،به پروردگارى بشناسند و بعد از آن‌كه شريك آوردند،او را به پروردگارى يگانه بدانند.

divider

توحید صدوق / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۳۷

4-اسحاق بن غالب از امام صادق،از پدر بزرگوارش عليهما السّلام نقل مى‌كند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در يكى از خطبه‌هاى خويش فرمود:
سپاس و ستايش خدايى را سزاست كه در اوّليت خود تنها بوده و در ازليّتش با عظمت خداوندگارى متصف شده،و به كبريا و جبروتش تكبّر و بزرگوارى مى‌نمود.آغاز كرد آنچه را اختراع فرمود و ايجاد كرد آنچه را آفريد،آنها را بدون مثال و مانندى كه از پيش باشد پديد آورد.پروردگار ما كه به لطف ربوبيّت و پروردگارى خويش قديم است و به علم و اطّلاع خود،شكافت و گشود و به استوارى قدرت و توانايى كه دارد آفريد همۀ آنچه را آفريد و تاريكى شب را به نور عمود صبح شكافت.پس هيچ تبديل‌كننده‌اى نيست كه خلق او را تبديل كند و هيچ تغييردهنده‌اى نيست كه صنع او را تغيير دهد و هيچ‌كس نيست كه حكم او را به عقب اندازد و هيچ ردكننده‌اى نيست كه امر و فرمان او را رد كند و هيچ‌جاى راحت و آسايشى از دعوت و فراخوانى او براى درروندگان نيست.و ملك او زوال‌پذير نيست و براى مدّتش انقطاعى و پايانى نيست.او خود در اوّل(ازل)هستى است و دايمى است كه هميشه خواهد بود.آن‌كه به نور خويش در نزد آفريدگانش و در افق مرتفع و عزّت بلند و پادشاهى از آفريده‌هايش پوشيده است و به هرچيزى نزديك شد.از اين‌رو براى خلقش ظاهر و آشكار شد؛بى‌آنكه ديده شود و او در نظرگاه والايى است.پس، اختصاص به توحيد و يگانگى را دوست داشت،چون به نور خويش در پرده رفت و در مرتبۀ بلندى كه دارد،بلند شد و از خلقش پنهان شد و رسولان را به سوى آنان فرستاد،تا براى او حجّتى رسا بر خلقش باشند و رسولانش به آنان گواهانى باشند،و در ميان آنان پيامبران مژده‌دهنده و بيم‌دهنده را برانگيخت،تا هركه هلاك شد از روى دليل هلاك شود و هركه زنده شد از روى دليل آشكار زنده شود و بندگان در مورد آنچه از پروردگارشان نادانند بينديشند و او را به پروردگارى بشناسند؛بعد از آنكه انكار كرده بودند،و او را به يگانگى در خدايى بشناسند،بعد از آنكه با او در ستيز بودند.

divider