شناسه حدیث :  ۲۹۷۵۵۳

  |  

نشانی :  الأمالي (للطوسی)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۰۰  

عنوان باب :   المجلس السادس عشر

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حضرت زهرا (سلام الله عليها)

أَخْبَرَنَا حَمَّوَيْهِ ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو اَلْحُسَيْنِ ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو خَلِيفَةَ ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو اَلْفَضْلِ اَلْعَبَّاسُ بْنُ اَلْفَرَجِ اَلرِّيَاشِيُّ ، قَالَ: حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ عُمَرَ ، عَنْ إِسْرَائِيلَ ، عَنْ مَيْسَرَةَ بْنِ حَبِيبٍ ، عَنِ اَلْمِنْهَالِ بْنِ عَمْرٍو ، عَنْ عَائِشَةَ بِنْتِ طَلْحَةَ ، عَنْ عَائِشَةَ ، قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ مِنَ اَلنَّاسِ أَحَداً أَشْبَهَ كَلاَماً وَ حَدِيثاً بِرَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مِنْ فَاطِمَةَ . كَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَيْهِ رَحَّبَ بِهَا، وَ قَبَّلَ يَدَيْهَا، وَ أَجْلَسَهَا فِي مَجْلِسِهِ، فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهَا قَامَتْ إِلَيْهِ فَرَحَّبَتْ بِهِ، وَ قَبَّلَتْ يَدَيْهِ، وَ دَخَلَتْ عَلَيْهِ فِي مَرَضِهِ فَسَارَّهَا فَبَكَتْ، ثُمَّ سَارَّهَا فَضَحِكَتْ، فَقُلْتُ: كُنْتُ أَرَى لِهَذِهِ فَضْلاً عَلَى اَلنِّسَاءِ، فَإِذَا هِيَ اِمْرَأَةٌ مِنَ اَلنِّسَاءِ، فَبَيْنَمَا هِيَ تَبْكِي إِذْ ضَحِكَتْ! فَسَأَلْتُهَا فَقَالَتْ: إِنِّي [إِذَنْ] لَبَذِرَةٌ ، فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) ، سَأَلْتُهَا فَقَالَتْ: إِنَّهُ أَخْبَرَنِي أَنَّهُ يَمُوتُ فَبَكَيْتُ، ثُمَّ أَخْبَرَنِي أَنِّي أَوَّلُ أَهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ فَضَحِكْتُ .
زبان ترجمه:

أمالی شیخ طوسی / ترجمه حسن زاده ;  ج ۲  ص ۳۱

[892]40-عايشه گويد:در ميان مردم نديده‌ام كه در گويش و گفتار كسى از فاطمه به رسول خدا شبيه‌تر باشد،وقتى او به نزد پيامبر آمد حضرت به او خوشامد مى‌گفت و دستانش را مى‌بوسيد و در جاى خودش مى‌نشاند و وقتى پيامبر به نزد او مى‌رفت،فاطمه صلّى اللّه عليه و اله بر مى‌خاست و به ايشان خوشامد مى‌گفت و دستانشان را مى‌بوسيد.فاطمه در بيمارى پيامبر به نزد ايشان آمد و آن حضرت با او به نجوا سخن گفت و فاطمه گريست.سپس باز نجوا كرد و فاطمه خنديد.نزد خودم گفتم:من گمان مى‌كردم كه اين زن بر ديگر زنان فضيلتى دارد و اكنون او را مى‌بينم كه چون زنان ديگر است،در ميان گريه ناگاه مى‌خندد.آن‌گاه در اين‌باره از خودش پرسيدم.فرمود:حال كه پرسيدى خواهم گفت.چون رسول خدا وفات كرد،در آن باره پرسيدم و او فرمود:ايشان به من خبر داد كه در اين بيمارى وفات خواهد كرد و پس من گريستم.سپس فرمود:من نخستين كسى از خاندان او هستم كه به او خواهم پيوست و من خنديدم.

divider