شناسه حدیث :  ۲۹۷۲۰۸

  |  

نشانی :  الأمالي (للطوسی)  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۸۲  

عنوان باب :   المجلس الثاني عشر

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْفَحَّامُ ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَمِّي عُمَرُ بْنُ يَحْيَى ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ بْنِ عَاصِمٍ ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْعَبْدِيُّ ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْأُمَوِيُّ ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْجَبَّارِ بْنُ اَلْعَلاَءِ بِمَكَّةَ ، قَالَ: حَدَّثَنِي يُوسُفَ بْنُ عَطِيَّةَ اَلصَّفَّارُ ، عَنْ ثَابِتٍ ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ ، قَالَ: أَمَرَنِي رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَنْ أُسْرِجَ بَغْلَتَهُ اَلذَّلُولَ وَ حِمَارَهُ اَلْيَعْفُورَ ، فَفَعَلْتُ مَا أَمَرَنِي بِهِ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) ، فَاسْتَوَى عَلَى بَغْلَتِهِ وَ اِسْتَوَى عَلِيٌّ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) عَلَى حِمَارِهِ، وَ سَارَا وَ سِرْتُ مَعَهُمَا، فَأَتَيْنَا سَطْحَ جَبَلٍ فَنَزَلاَ وَ صَعَدَا حَتَّى صَارَا إِلَى ذِرْوَةِ اَلْجَبَلِ، ثُمَّ رَأَيْتُ غَمَامَةً بَيْضَاءَ كَدَارَةِ اَلْكُرْسِيِّ وَ قَدْ أَظَلَّتْهُمَا، وَ رَأَيْتُ اَلنَّبِيَّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ قَدْ مَدَّ يَدَهُ إِلَى شَيْءٍ يَأْكُلُ، وَ أَطْعَمَ عَلِيّاً (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) حَتَّى تَوَهَّمْتُ أَنَّهُمَا قَدْ شِبَعَا، ثُمَّ رَأَيْتُ اَلنَّبِيَّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ قَدْ مَدَّ يَدَهُ إِلَى شَيْءٍ، وَ قَدْ شَرِبَ وَ سَقَى عَلِيّاً (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) حَتَّى قَدَّرْتُ أَنَّهُمَا قَدْ شَرِبَا رِيَّهُمَا، ثُمَّ رَأَيْتُ اَلْغَمَامَةَ وَ قَدِ اِرْتَفَعَتْ، وَ نَزَلاَ فَرَكِبَا وَ سَارَا وَ سِرْتُ مَعَهُمَا، فَالْتَفَتَ اَلنَّبِيُّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَرَأَى فِي وَجْهِي تَغَيُّراً، فَقَالَ: مَا لِي أَرَى وَجْهَكَ مُتَغَيِّراً فَقُلْتُ: ذَهَلْتُ مِمَّا رَأَيْتُ. فَقَالَ: فَرَأَيْتَ مَا كَانَ فَقُلْتُ: نَعَمْ، فِدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اَللَّهِ . قَالَ: يَا أَنَسُ ، وَ اَلَّذِي خَلَقَ مَا يَشَاءُ، لَقَدْ أَكَلَ مِنْ تِلْكَ اَلْغَمَامَةِ ثَلاَثُ مِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ نَبِيّاً، وَ ثَلاَثُ مِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ وَصِيّاً، مَا فِيهِمْ نَبِيٌّ أَكْرَمُ عَلَى اَللَّهِ مِنِّي، وَ لاَ فِيهِمْ وَصِيٌّ أَكْرَمُ عَلَى اَللَّهِ مِنْ عَلِيٍّ .
زبان ترجمه:

أمالی شیخ طوسی / ترجمه حسن زاده ;  ج ۱  ص ۶۲۳

[548]86-انس بن مالك مى‌گويد:رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله به من فرمان داد كه بر قاطرش«ذلول»و الاغش«يعفور»زين بنهم.پس آنچه به من فرمان داده بود را انجام دادم.آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله بر قاطرش نشست و على عليه السّلام نيز بر الاغ سوار شد.و حركت كردند و من نيز با آنان حركت نمودم.پس به دامنه كوهى رسيديم.آن‌دو پياده شدند و از كوه بالا رفتند تا به قله كوه رسيدند آنگاه ابرى سفيد ديدم كه چون طرفين تخت[كه آن را در بر مى‌گيرد]آن‌دو را در برگرفت و ديدم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به سوى چيزى دست دراز كرد و شروع به خوردن كرد و به على عليه السّلام نيز خوراند تا گمان كردم كه آن‌دو سير گشتند آنگاه مشاهده كردم كه پيامبر به سوى چيزى دست دراز كرد و از آن نوشيد و به على عليه السّلام نوشاند تاكه فكر كردم آن‌دو سيراب گشتند.آنگاه ديدم كه ابر بالا رفت.و آن‌دو از كوه پايين آمدند و سوار مركب شدند و حركت كردند و من نيز با آن دو حركت نمودم.پس پيامبر رو به من كرد و دگرگونى را در چهره‌ام مشاهده نمود پس فرمود:چه شده است كه چهره‌ات را دگرگون مى‌بينم‌؟عرضه داشتم:از آنچه ديدم به حيرت افتادم.پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود:آن‌چه را بود ديدى‌؟
گفتم:بله،اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پدر و مادرم فدايت گردند.پيامبر فرمود:اى انس!سوگند به كسى كه هر آنچه بخواهد مى‌آفريند.از آن ابر سيصد و سيزده‌نفر از پيامبران و سيصد و سيزده نفر از جانشينانشان خورده‌اند كه در ميانشان هيچ پيامبرى گرامى‌تر نزد خدا از من و جانشينى گرامى‌تر نزد خدا از على نبوده است.

divider