شناسه حدیث :  ۲۹۳۲۹۰

  |  

نشانی :  إرشاد القلوب  ,  جلد۲  ,  صفحه۳۱۵  

عنوان باب :   الجزء الثاني [باب في فضائل و مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب و غزواته عليه السلام ] [في إجابته عليه السلام سؤال يهودي ]

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

وَ بِحَذْفِ اَلْإِسْنَادِ قِيلَ: لَمَّا كَانَ دَخَلَ يَهُودِيٌّ اَلْمَسْجِدَ فَقَالَ أَيْنَ وَصِيُّ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَشَارُوا إِلَى أَبِي بَكْرٍ فَوَقَفَ عَلَيْهِ وَ قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ فَقَالَ اَلْيَهُودِيُّ أَخْبِرْنِي عَمَّا لَيْسَ لِلَّهِ وَ عَمَّا لَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ وَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُهُ اَللَّهُ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ هَذِهِ مَسَائِلُ اَلزَّنَادِقَةِ يَا يَهُودِيُّ أَ وَ فِي اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ شَيْءٌ لَيْسَ لِلَّهِ وَ لاَ يَعْلَمُهُ إِلاَّ اَللَّهُ وَ هَمَّ بِهِ اَلْمُسْلِمُونَ وَ كَانَ فِي اَلْقَوْمِ اِبْنُ عَبَّاسٍ فَقَالَ مَا أَنْصَفْتُمُ اَلرَّجُلَ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ أَ وَ مَا سَمِعْتَ مَا تَكَلَّمَ بِهِ فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ إِنْ كَانَ عِنْدَكُمْ جَوَابُهُ وَ إِلاَّ فَاذْهَبُوا بِهِ إِلَى مَنْ يُجِيبُهُ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَللَّهُمَّ اِهْدِ قَلْبَهُ وَ ثَبِّتْ لِسَانَهُ- قَالَ فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ مَنْ حَضَرَهُ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ حَتَّى أَتَوْا عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَاسْتَأْذَنُوا عَلَيْهِ وَ دَخَلُوا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ إِنَّ هَذَا اَلْيَهُودِيَّ سَأَلَنِي عَنْ مَسَائِلِ اَلزَّنَادِقَةِ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِلْيَهُودِيِّ مَا تَقُولُ يَا يَهُودِيُّ فَقَالَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَلْ يَا يَهُودِيُّ فَأُنَبِّئُكَ بِهِ قَالَ أَخْبِرْنِي عَمَّا لَيْسَ لِلَّهِ وَ مَا لَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ وَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُهُ اَللَّهُ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَمَّا قَوْلُكَ أَخْبِرْنِي عَمَّا لَيْسَ لِلَّهِ فَلَيْسَ لَهُ شَرِيكٌ وَ أَمَّا قَوْلُكَ عَمَّا لَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ فَلَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ ظُلْمٌ لِلْعِبَادِ وَ أَمَّا قَوْلُكَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُهُ اَللَّهُ فَذَلِكَ قَوْلُكُمْ عُزَيْرٌ اِبْنُ اَللّٰهِ وَ اَللَّهُ لاَ يَعْلَمُ أَنَّ لَهُ وَلَداً فَقَالَ اَلْيَهُودِيُّ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ وَ أَنَّكَ وَصِيُّهُ فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ فَقَبَّلُوا رَأْسَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ قَالُوا يَا مُفَرِّجَ اَلْكَرْبِ .
زبان ترجمه:

إرشاد القلوب / ترجمه رضایی ;  ج ۲  ص ۲۱۳

عرض كرد خبر ده مرا از آنچه براى خدا نيست و آنچه را كه در پيش او نيست و از آنچه را كه او نميداند. على عليه السّلام فرمود:اما سخن تو كه گفتى خبر ده مرا از آنچه كه براى خدا نيست براى خداوند شريكى نيست و اما گفته‌ى تو از آنچه در پيش خدا نيست بدان كه در نزد پروردگار ظلم و ستم وجود ندارد و اما آنچه را كه خدا نميداند اين حرف مال شماست كه ميگوئيد عزيز پسر خداست ولى خداوند فرزندى براى خود نميداند،مرد يهودى گفت«اشهد ان لا اله الا اللّٰه و ان محمّدا رسول اللّٰه»گواهى ميدهم كه خدائى جز او نيست و محمّد فرستاده اوست و تو جانشين او هستى. ابو بكر و همراهانش بلند شدند و پيشانى على عليه السّلام را بوسيدند و عرض كردند اى برطرف‌كننده‌ى غمها

divider

إرشاد القلوب / ترجمه سلگی ;  ج ۲  ص ۲۰۶

پس از وفات پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم يك نفر يهودى وارد مسجد شد و خواست با وصىّ‌ پيغمبر اسلام صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم ملاقات كند،مردم ابى بكر را به وى معرفى كردند، اين مرد به او گفت:پرسشهايى از شما دارم كه جز نبىّ‌ يا وصىّ‌ نبىّ‌،كسى پاسخ آنها را نمى‌داند؟ابى بكر گفت:سؤال كن‌؟يهودى گفت:مرا به آن چيزى كه خدا ندارد،و از چيزى كه نزد خدا نيست و از چيزى كه خدا آن را نمى‌داند خبر ده‌؟ ابى بكر گفت:اينها سؤالات ملحدان است و آيا چيزى در آسمان و زمين هست كه از آن خدا نباشد و خدا آن را نداند؟در اين موقع مسلمانان (متعصّب)به او حمله‌ور شدند. ابن عباس كه در آنجا حضور داشت گفت:چرا اين گونه با اين مرد يهودى، برخورد مى‌كنيد؟ ابى بكر گفت:كفريّات او را نشنيدى‌؟ ابن عباس گفت:اگر پاسخى داريد،بدهيد،و گر نه او را نزد كسى كه مى‌تواند پاسخ او را بدهد،ببريد،زيرا من از پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم شنيدم كه در باره على عليه السّلام مى‌فرمود:خدايا دلش را هدايت و زبانش را ثابت بدار. راوى گفت:ابى بكر و حاضران،حركت كردند و نزد على عليه السّلام رفتند و ماجرا و پرسشهاى يهودى را با او در ميان گذاشتند. امام عليه السّلام به يهودى فرمود:امّا اين كه مى‌گويى،چيزى كه خدا ندارد؟شريك است. و امّا اين كه مى‌گويى:نزد خدا نيست‌؟ظلم به بندگان است. و امّا اين كه مى‌گويى:چيزى را كه خدا نمى‌داند؟آن اعتقاد شماست كه مى‌گوييد:عزير ابن اللّٰه است و حال آنكه خدا براى خويش فرزندى،قائل نيست و كسى را اولاد خود نمى‌داند. يهودى از پاسخ امام عليه السّلام خرسند شد و اسلام آورد،ابى بكر و حاضران هم برخاستند و بر سر مبارك حضرت بوسه زدند و گفتند: يا مفرّج الكروب يعنى:اى حلاّل مشكلات.

divider