شناسه حدیث :  ۲۹۳۲۶۰

  |  

نشانی :  إرشاد القلوب  ,  جلد۲  ,  صفحه۲۷۷  

عنوان باب :   الجزء الثاني [باب في فضائل و مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب و غزواته عليه السلام ] [في إعطائه عليه السلام الأمان لمروان، و تكلّمه مع الأسد و الأفعى ]

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

وَ رُوِيَ بِإِسْنَادِهِ إِلَى اَلْحَارِثِ اَلْأَعْوَرِ اَلْهَمْدَانِيِّ قَالَ: كُنَّا مَعَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ بِالْكِنَاسِ إِذْ أَقْبَلَ أَسَدٌ يَهْوِي مِنَ اَلْبَرِّيَّةِ فَتَضَعْضَعْنَا لَهُ وَ اِنْتَهَى إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَطَرَحَ نَفْسَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ خَاضِعاً ذَلِيلاً فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ اِرْجِعْ وَ لاَ تَدْخُلَنَّ دَارَ هِجْرَتِي وَ بَلِّغْ عَنِّي ذَلِكَ جَمِيعَ اَلسِّبَاعِ وَ مَا أَطَاعَنِي فَإِذَا عَصَوُا اَللَّهَ فِيَّ خَلَعُوا طَاعَتِي فَقَدْ حَكَّمْتُكُمْ فِيهِمْ قَالَ فَلَمْ تَزَلْ جَمِيعُ اَلسِّبَاعِ تَتَجَافَى عَنِ اَلْكُوفَةِ وَ جَمِيعِ مَا حَوْلَهَا إِلَى أَنْ قُبِضَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ تَقَلَّدَهَا زِيَادُ اِبْنُ أَبِيهِ دَعِيُّ أَبِي سُفْيَانَ فَلَمَّا دَخَلَهَا سُلِّطَتِ اَلسِّبَاعُ عَلَى اَلْكُوفَةِ وَ مَا حَوْلَهَا حَتَّى أَفْنَتْ أَكْثَرَ اَلنَّاسِ .
زبان ترجمه:

إرشاد القلوب / ترجمه رضایی ;  ج ۲  ص ۱۳۸

حارث اعور همدانى گفته است در كنار كوفه با امير المؤمنين بوديم ناگاه شيرى از بيابان رو آورد و ما كوچكى كرديم تا اينكه بسوى امير المؤمنين رسيد خودش را با كمال ذلت و پستى در مقابل آن حضرت افكند حضرت فرمود برگرد و وارد خانه‌ى هجرت من نشوى و از طرف من اين سخن را بتمام درندگان و آنها كه مرا فرمانبردارى ميكنند برسان كه هر گاه نافرمانى خدا را كنند و اطاعت مرا نكنند در ميان آنها حكم خواهم كرد. حارث گفت تمام درندگان از كوفه و اطرافش دور شدند تا زمانى كه على عليه السّلام از جهان رفت و زياد بن ابيه روى كار آمد و ابى سفيان را بكوفه خواست چون وارد كوفه شد درندگان بر كوفه و اطراف چيره شدند بطورى كه بيشتر مردم را نابود كردند.

divider

إرشاد القلوب / ترجمه سلگی ;  ج ۲  ص ۱۳۴

1-از«حارث اعور همدانى»نقل است كه گفت:در منطقۀ«كناس»در خدمت امام عليه السّلام بوديم،يك وقت شيرى از سوى بيابان پيدا شد و به سوى ما آمد،و ما متوحش شديم(ترسيديم)،آنگاه نزد امام عليه السّلام رفت و ذليلانه خود را روى دست و پاى او انداخت،امام عليه السّلام به او فرمود:باز گرد به شهر هجرت من داخل نشو و آنچه به تو مى‌گويم،به همۀ درندگان،برسان و اگر عصيان كنيد، شما را محاكمه خواهم نمود. راوى گفت:در اثر فرمودۀ امام عليه السّلام هميشه درندگان از كوفه كناره مى‌گرفتند، تا اين كه امام عليه السّلام ارتحال يافت و«زياد بن ابيه»به حكومت كوفه رسيد، درندگان به كوفه و اطراف آن حمله مى‌كردند و گروه زيادى از مردم را از بين بردند.

divider