شناسه حدیث :  ۲۹۲۷۶۴

  |  

نشانی :  إرشاد القلوب  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۴۴  

عنوان باب :   الجزء الأول الباب السادس و الأربعون من كلام أمير المؤمنين و الأئمة عليهم السلام

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : يَا نَوْفُ خُلِقْنَا مِنْ طِينَةٍ وَ خُلِقَ شِيعَتُنَا مِنْ طِينَتِنَا فَإِذَا كَانَ أُلْحِقُوا بِنَا قَالَ نَوْفٌ قُلْتُ صِفْ لِي شِيعَتَكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَبَكَى لِذِكْرِ شِيعَتِهِ ثُمَّ قَالَ يَا نَوْفُ شِيعَتِي وَ اَللَّهِ اَلْحُلَمَاءُ اَلْعُلَمَاءُ بِاللَّهِ وَ بِدِينِهِ اَلْعَامِلُونَ بِطَاعَتِهِ وَ أَمْرِهِ اَلْمُهْتَدُونَ لِحُبِّهِ وَ أَنْصَارُ عِبَادِهِ جُلاَّسُ زُهَّادِهِ صُفْرُ اَلْوُجُوهِ مِنَ اَلتَّهَجُّدِ عُمْشُ اَلْعُيُونِ مِنَ اَلْبُكَاءِ ذُبُلُ اَلشِّفَاهِ مِنَ اَلذِّكْرِ خُمْصُ اَلْبُطُونِ مِنَ اَلطَّوَى تُعْرَفُ اَلرَّبَّانِيَّةُ فِي وُجُوهِهِمْ وَ اَلرَّهْبَانِيَّةُ فِي سَمْتِهِمْ مَصَابِيحُ كُلِّ ظُلْمَةٍ وَ رَيَاحِينُ كُلِّ قَبِيلَةٍ لاَ يَشْنَئُونَ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ سَلَفاً وَ لاَ يَقِفُونَ لَهُمْ خَلَفاً سُرُورُهُمْ مَكْنُونَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ وَ حَوَائِجُهُمْ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي عَنَاءٍ وَ اَلنَّاسُ مِنْهُمْ فِي رَاحَةٍ فَهُمُ اَلْكَاسَةُ اَلْأَوْلِيَاءُ وَ اَلْخَالِصَةُ اَلنُّجَبَاءُ وَ هُمُ اَلرَّاغِبُونَ اَلرَّوَّاعُونَ قَرَاراً بِدِينِهِمْ إِنْ شَهِدُوا لَمْ يُعْرَفُوا وَ إِنْ غَابُوا لَمْ يُفْتَقَدُوا أُولَئِكَ مِنْ شِيعَتِيَ اَلْأَطْيَبُونَ وَ إِخْوَانِيَ اَلْأَكْرَمُونَ اَلْأَتْقِيَاءُ أَلاَ هَاهْ شَوْقاً إِلَيْهِمْ .
زبان ترجمه:

إرشاد القلوب / ترجمه رضایی ;  ج ۱  ص ۳۴۹

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:اى نوف خدا ما را از طينت نورى آفريده و شيعيان ما را از طينت ما آفريد پس هر گاه روز قيامت بيايد بما مى‌پيوندند نوف ميگويد عرضكردم يا امير المؤمنين شيعيانت را براى من تعريف فرمائيد حضرت بصرف يادآورى شيعيانش گريه كرد.بعد فرمود اى نوف شيعيان من بخدا مردمان شكيبا و دانشمند بخدا و دين خدايند،بطاعت و امر خدا عمل ميكنند. هدايت‌كنندگان بدوستى خدايند،ياوران بندگان خدايند،همنشين پارسايانند. از اثر شب‌زنده‌دارى رنگ چهره‌هايشان زرد است،چشمان‌شان از گريه ضعيف است،لبهاى‌شان از ذكر خدا خشك است، شكمهاى‌شان از روزه گرفتن به پشت چسبيده،آثار خداپرستى از چهره‌هاى‌شان درخشان است،قصدشان گوشه‌گيرى از مردم است، چراغهاى تاريكى‌ها باشند،گلهاى خوشبوى قبيله و فاميل‌شان باشند. هيچ گاه مسلمانى را دشمن ندارند و در جستجوى عيبهاى مردم نيستند شرشان بكسى نميرسد،دلهايشان افسرده است،نفس‌هاى عفيف و پاك دارند،خواسته‌هايشان سبك است.آنان از مردم در زحمت و رنجند و مردم از آنها در آسايشند،پس ايشان خردمندانى هستند كه افسرده خاطرند،و مردان نجيب و شايسته‌اند،ايشان رغبت‌كنندگان بخدا و فراركنندگان از گناهند. اگر حاضر شوند شناخته نمى‌شوند و اگر غايب شوند كسى آنان را جستجو نميكند اينان شيعيان پاك منند و برادران گرامى من باشند آگاه باشيد كه چقدر دلباخته و عاشق آنهايم.

divider

إرشاد القلوب / ترجمه سلگی ;  ج ۱  ص ۳۸۹

نوف از حضرت امير عليه السّلام خواست كه صفات شيعيان را بيان فرمايد:امام عليه السّلام تا نام شيعيان را شنيد،گريه كردند،و فرمودند:اى نوف ما از سرشتى خلق شديم و شيعيان ما از سرشت ما آفريده شده‌اند،پس چون قيامت فرا رسد، آنان به ما ملحق مى‌شوند،اى نوف!سوگند به خدا شيعيان من بردبارند و به خدا و دينش معرفت دارند،و به امر و طاعتش عمل مى‌كنند و با زهد خو گرفته‌اند،رنگشان در اثر شب‌زنده‌دارى،زرد و چشمانشان گريان و لبانشان در اثر ذكر،خشكيده و شكمهايشان به علت روزۀ زياد بر پشت چسبيده است، و آثار بندگى در صورتهايشان نمايان و گوشه‌گيرى از رفتارشان هويدا است. آنان چراغهاى راه هدايت در تاريكى و گلهاى خوشبوى هر قوم و قبيله‌اند ديگر مسلمانان را بر اعمال گذشته،سرزنش نمى‌كنند،و در جستجوى عيبهايشان برنمى‌آيند،مردم از شرّشان در امان و دلهايشان از اندوه پر و پاكدامنند نيازشان اندك،ولى خود را در رنج و زحمت مى‌اندازند،(تا مردم راحتى يابند)و ديگران به وجودشان در آسايش‌اند،پس آنان فرزانه و خردمندند و پاكانى نجيب و بزرگوارند،آنان به اعمال شايسته راغب و دينشان را حفظ‍‌ مى‌كنند،اگر در جمع حاضر شوند ناشناسند و اگر غايب باشند،كسى به دنبالشان نمى‌رود،آرى آنان شيعيان پاك و برادران بزرگوار منند،آه چه اندازه مشتاق ديدارشان هستم.

divider

إرشاد القلوب / ترجمه مسترحمی ;  ج ۲  ص ۱۵۹

و نيز آن حضرت فرمود به نوف(بن فضاله بكالى)خداى تعالى خلق فرمود ما را از طينتى و خلق فرمود شيعيان ما را از طينت ما و چون روز قيامت شود شيعيان ما بما ملحق شوند . نوف گويد عرضكردم يا أمير المؤمنين صفات شيعيان خود را براى من بيان فرمائيد؟آن حضرت گريست بجهت شنيدن نام شيعيان خود و سپس فرمود:يا نوف بخدا قسم شيعيان من بردباران و عالمان و معرفت داران بخدايند و عمل‌كنندگان بطاعت و أوامر الهى هستند و هادى و راهنما و يارى‌كنندۀ بندگان پروردگارند و هميشه ملازم زهد و تقوى ميباشند و رنگ صورتشان از بيدارى شب براى تهجّد و عبادت شبانه زرد است و چشمانشان از خوف خدا گريانست و آنقدر دعا ميكنند كه لبانشان خشك مى‌شود و شكمهايشان از روزه گرفتن لاغر و به پشت چسبيده است و آثار خداشناسى در صورت ايشان كاملا ديده مى‌شود و آثار گوشه‌نشينى و عزلت از مردم(نادان)در رفتارشان مشاهده ميگردد و آنهايند چراغهاى هدايت در تاريكى(جهل و بيدينى)و ايشانند گلهاى خوشبوى هر طايفه‌اى و هيچ گاه مسلمانى را دشمن نميدارند و جستجوى لغزشها و عيبهاى ديگران نميكنند و مردم از شرّ و فساد آنها ايمنند(زيرا فتنه و فساد بپا نمينمايند)و قلوب آنها(از رفتار زشت) محزون است و نفسهايشان عفيف و خواستهايشان اندكست و براى راحتى مردم خود را بزحمت مياندازند. و(براى همين صفات است كه)بزرگ و عاقلند و بأعمال خير راغبند و از مكر و حيله فراركننده‌اند و(چنان بى‌نام و نشان هستند كه اگر در مجالس حاضر شوند كسى آنها را نشناسد و اگر غائب باشند كسى در صدد جستجويشان بر نيايد. پس ايشانند شيعيان پاك من و ايشانند برادران(ايمانى)و ياران من،آگاه باشيد كه چقدر شوق لقاى آنها را دارم.

divider