شناسه حدیث :  ۲۹۱۹۶۵

  |  

نشانی :  الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد  ,  جلد۲  ,  صفحه۲۵۲  

عنوان باب :   الجزء الثاني [باب تاريخ الإمام علي بن موسى الرضا عليهما السّلام] [فصل في النص على إمامة الرضا عليه السّلام]

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

أَخْبَرَنِي أَبُو اَلْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمَرْزُبَانِ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَقْدَمَ اَلْعِرَاقَ بِسَنَةٍ وَ عَلِيٌّ اِبْنُهُ جَالِسٌ بَيْنَ يَدَيْهِ فَنَظَرَ إِلَيَّ وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّهُ سَيَكُونُ فِي هَذِهِ اَلسَّنَةِ حَرَكَةٌ فَلاَ تَجْزَعْ لِذَلِكَ قَالَ قُلْتُ وَ مَا يَكُونُ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ فَقَدْ أَقْلَقْتَنِي قَالَ أُصَيَّرُ إِلَى هَذِهِ اَلطَّاغِيَةِ أَمَا إِنَّهُ لاَ يَنْدَانِي مِنْهُ سُوءٌ وَ لاَ مِنَ اَلَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا يَكُونُ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ قَالَ: يُضِلُّ اَللّٰهُ اَلظّٰالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اَللّٰهُ مٰا يَشٰاءُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا ذَاكَ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ قَالَ مَنْ ظَلَمَ اِبْنِي هَذَا حَقَّهُ وَ جَحَدَهُ إِمَامَتَهُ مِنْ بَعْدِي كَانَ كَمَنْ ظَلَمَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِمَامَتَهُ وَ جَحَدَهُ حَقَّهُ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ قُلْتُ وَ اَللَّهِ لَئِنْ مَدَّ اَللَّهُ لِي فِي اَلْعُمُرِ لَأُسَلِّمَنَّ لَهُ حَقَّهُ وَ لَأُقِرَّنَّ بِإِمَامَتِهِ قَالَ صَدَقْتَ يَا مُحَمَّدُ يَمُدُّ اَللَّهُ فِي عُمُرِكَ وَ تُسَلِّمُ لَهُ حَقَّهُ وَ تُقِرُّ لَهُ بِإِمَامَتِهِ وَ إِمَامَةِ مَنْ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ قُلْتُ وَ مَنْ ذَاكَ قَالَ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ قَالَ قُلْتُ لَهُ اَلرِّضَا وَ اَلتَّسْلِيمُ .
زبان ترجمه:

الإرشاد / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۲  ص ۲۴۴

12-و نيز ابن قولويه(بسند خود)از محمد بن سنان روايت كرده كه گفت:يك سال پيش از آنكه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام را بعراق برند خدمت آن حضرت شرفياب شدم،و على بن موسى فرزندش پيش روى آن جناب نشسته بود،پس آن حضرت بمن نگاه كرده فرمود:اى محمد بزودى در اين سال جنبشى (و سفرى)پيش آيد تو براى آن بى‌تابى نكنى‌؟گويد:عرضكردم:چه پيش آمدى خواهد كرد قربانت گردم همانا اين سخن مرا پريشان كرد؟فرمود:بنزد اين سركش ميروم ولى از خود او بمن بدى نرسد و نه آنكه پس از او است(مجلسى(ره)گويد:مقصود از اين سركش مهدى عباسى و آنكه پس از او است هادى است). محمد بن سنان گويد:عرض كردم:پس از آن چه مى‌شود قربانت گردم‌؟فرمود:خدا ستمكاران را گمراه كند،و آنچه خدا خواهد انجام دهد،عرضكردم:قربانت آنچه خدا خواهد چه باشد؟فرمود: هر كس در حق اين پسرم ستم كند و امامتش را پس از من انكار كند مانند كسى است كه در بارۀ امامت على بن ابى طالب عليه السّلام ستم كرده و حق او را پس از رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)انكار نموده است،گويد:عرض كردم: اگر خدا بمن عمرى داد بخدا قسم حق او را بوى تسليم كنم و بامامتش اقرار نمايم!فرمود:راست گفتى اى محمد،خدا بتو عمر دهد و حق او را تسليم وى خواهى كرد و بامامت او و آنكه پس از او است اقرار خواهى نمود،گويد:عرض كردم:پس از او كيست‌؟فرمود:پسرش محمد،عرض كردم:نسبت باو هم راضى و تسليم.

divider

الإرشاد / ترجمه ساعدی خراسانی ;  ج ۲  ص ۵۹۵

ابن سنان گفته يك سال پيش از آنكه حضرت ابو الحسن بسفر عراق عزيمت نمايد حضورش شرفياب شدم و فرزندش على در برابرش نشسته بود چون حضرت مرا ديد فرمود اى محمد امسال پيش آمد و سفرى رخ خواهد داد بايد بيتابى ننمائى عرضكردم چه خواهد شد كه هم اكنون اضطرابى بمن دست داد فرمود امسال بسوى اين طاغيه خواهم رفت و از او و كسان پس از او بمن آسيبى نميرسد پرسيدم چه خواهد شد فرمود خدا ستمگران را گمراه ميكند و آنچه اراده فرمايد انجام ميدهد پرسيدم چه واقعۀ رخ ميدهد فرمود كسى كه حق فرزندم على را ادا نكند و امامت او را پس از من انكار نمايد مانند كسى است كه بعلى بن ابى طالب ظلم كرده و حق او را پس از رسول خدا صلّى الله عليه و آله زير پا انداخته باشد، من عرضكردم سوگند بخدا هر گاه خدا بمن نعمت عمر ارزانى فرمايد حق او را بوى تسليم خواهم كرد و اقرار بامامت او خواهم نمود فرمود راست ميگوئى خدا بتو عمر خواهد داد كه حق او را بوى تسليم نمائى و به امامت او و فرزندش اقرار كنى. پرسيدم امام پس از او كيست‌؟ فرمود فرزندش محمد عرضكردم در برابر فرمان او هم راضى و تسليمم

divider