شناسه حدیث :  ۲۳۵۳۸۷

  |  

نشانی :  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام  ,  جلد۲۶  ,  صفحه۱۹۰  

عنوان باب :   الجزء السادس و العشرون [تتمة كتاب الإمامة] أبواب علومهم عليهم السلام باب 14 أنهم عليهم السلام يعلمون جميع الألسن و اللغات و يتكلمون بها

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

ب، [قرب الإسناد] ، مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ ثَلاَثُونَ مَمْلُوكاً مِنَ اَلْحَبَشِ وَ قَدِ اِشْتَرَوْهُمْ لَهُ فَكَلَّمَ غُلاَماً مِنْهُمْ وَ كَانَ مِنَ اَلْحَبَشِ جَمِيلٌ فَكَلَّمَهُ بِكَلاَمِهِ سَاعَةً حَتَّى أَتَى عَلَى جَمِيعِ مَا يُرِيدُ وَ أَعْطَاهُ دِرْهَماً فَقَالَ أَعْطِ أَصْحَابَكَ هَؤُلاَءِ كُلَّ غُلاَمٍ مِنْهُمْ كُلَّ هِلاَلٍ ثَلاَثِينَ دِرْهَماً ثُمَّ خَرَجُوا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ رَأَيْتُكَ تُكَلِّمُ هَذَا اَلْغُلاَمَ بِالْحَبَشِيَّةِ فَمَا ذَا أَمَرْتَهُ قَالَ أَمَرْتُهُ أَنْ يَسْتَوْصِيَ بِأَصْحَابِهِ خَيْراً وَ يُعْطِيَهُمْ فِي كُلِّ هِلاَلٍ ثَلاَثِينَ دِرْهَماً وَ ذَلِكَ أَنِّي لَمَّا نَظَرْتُ إِلَيْهِ عَلِمْتُ أَنَّهُ غُلاَمٌ عَاقِلٌ مِنْ أَبْنَاءِ مَلِكِهِمْ فَأَوْصَيْتُهُ بِجَمِيعِ مَا اِحْتَاجَ إِلَيْهِ فَقَبِلَ وَصِيَّتِي وَ مَعَ هَذَا غُلاَمٌ صِدْقٌ ثُمَّ قَالَ لَعَلَّكَ عَجِبْتَ مِنْ كَلاَمِي إِيَّاهُ بِالْحَبَشِيَّةِ لاَ تَعْجَبْ فَمَا خَفِيَ عَلَيْكَ مِنْ أَمْرِ اَلْإِمَامِ أَعْجَبُ وَ أَكْثَرُ وَ مَا هَذَا مِنَ اَلْإِمَامِ فِي عِلْمِهِ إِلاَّ كَطَيْرٍ أَخَذَ بِمِنْقَارِهِ مِنَ اَلْبَحْرِ قَطْرَةً مِنْ مَاءٍ أَ فَتَرَى اَلَّذِي أَخَذَ بِمِنْقَارِهِ نَقَصَ مِنَ اَلْبَحْرِ شَيْئاً قَالَ فَإِنَّ اَلْإِمَامَ بِمَنْزِلَةِ اَلْبَحْرِ لاَ يَنْفَدُ مَا عِنْدَهُ وَ عَجَائِبُهُ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ وَ اَلطَّيْرُ حِينَ أَخَذَ مِنَ اَلْبَحْرِ قَطْرَةً بِمِنْقَارِهِ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ اَلْبَحْرِ شَيْئاً كَذَلِكَ اَلْعَالِمُ لاَ يَنْقُصُهُ عِلْمُهُ شَيْئاً وَ لاَ تَنْفَدُ عَجَائِبُهُ .
زبان ترجمه:

بحارالأنوار (جلد ۲۳ تا ۲۷) / ترجمه خسروی ;  ج ۴  ص ۱۳۶

قرب الاسناد: على بن ابى حمزه گفت: خدمت حضرت رضا بودم كه سى نفر از غلامان حبشى وارد شدند كه آنها را براى امام خريده بودند با يكى از آنها صحبت كرد غلام زيبائى در ميان حبشيان بود ساعتى بزبان خودش با او صحبت كرد تا هر چه مايل بود گفت و يك درهم باو بخشيد فرمود بدوستان هر- كدام در ماه سى درهم بده بعد رفتند. عرضكردم آقا با اين غلام بزبان حبشى صحبت كردى چه دستور باو دادى. فرمود باو سفارش كردم با دوستانش خوش رفتار باشد و بهر كدام در ماه سى درهم بدهد. زيرا من وقتى او را ديدم فهميدم غلام دانائى است و از فرزندان ملوك آنها است او را سفارش كردم بتمام آنچه لازم داشتم سفارش مرا پذيرفت با اينكه او غلام درستى است. سپس فرمود: شايد تعجب كرده‌اى از صحبت كردن من با او بزبان حبشى. تعجب نكن آنچه از امر امام بر تو مخفى است شگفت انگيزتر و زيادتر است اين در مقابل علم امام مثل قطره آبى است كه پرنده‌اى از دريا با منقار خود بگيرد به نسبت خود دريا آيا آنچه از دريا ميگيرد با منقارش خيال ميكنى از دريا كم مى‌شود. فرمود: امام بمنزله دريا است آنچه نزد اوست تمام‌شدنى نيست و علمهايش بيشتر از اينها است كبوتر وقتى با منقار خود قطره‌اى از دريا ميگيرد چيزى كم نكرده همين طور عالم علمش تمام‌شدنى نيست و عجايب او پايان يافتنى.

divider

BiharAlAnwaar, Translated by hubeali.com ;  ج ۲۶  ص ۳۱

(The book) ‘Qurb Al Asnad’ – Muhammad Bin Isa, from Ibn Fazal, from Ali Bin Abu Hamza who said, ‘I was in the presence of Abu Al-Hassan when thirty slaves from Ethiopia entered to see him , and they had been bought for him . A slave from them spoke, and he was from Ethiopia, handsome. He spoke to him in his language for a while until he had all what he wanted and he gave him (some) Dirhams. He said: ‘Give these companions of yours, each one from them, every crescent (month), thirty Dirhams’. Then they went out. I said, ‘May I be sacrificed for you ! I saw you speak to this slave in Ethiopian slave, so what is that did you order him with?’ He said: ‘I ordered him to recommend goodly with his companions, and gave them thirty Dirhams during every crescent, and that is because when I looked at him, I knew that he was an intellectual boy from the sons of their masters. So, I advised him with the entirety of what he could be needy to. He accepted my advice, and there was sincerity with this boy’. Then he said: ‘Perhaps you are wondering from my speaking to him in the Ethiopian? Do not wonder. Whatever is hidden from you of the matters of the Imam is more wondrous and more. This is nothing from the Imam regarding his knowledge except like a bird taking from the ocean a drop of water. Do you see that which it takes with its beak reduces anything from the ocean?’ He said: ‘The Imam is at the status of the ocean. Whatever is with him does not deplete, and his wonders are more than that, and the bird, when it takes from the ocean a drop with its beak, nothing is reduced from the ocean. Like that is the knowledge, nothing is reduced from his knowledge nor do his wonders run out’’.

divider