شناسه حدیث :  ۱۱۹۰۷۵

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۸  ,  صفحه۲۶۳  

عنوان باب :   الجزء الثامن كِتَابُ اَلرَّوْضَةِ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمَّا خَرَجَ مِنَ اَلْغَارِ مُتَوَجِّهاً إِلَى اَلْمَدِينَةِ وَ قَدْ كَانَتْ قُرَيْشٌ جَعَلَتْ لِمَنْ أَخَذَهُ مِائَةً مِنَ اَلْإِبِلِ فَخَرَجَ سُرَاقَةُ بْنُ مَالِكِ بْنِ جُعْشُمٍ فِيمَنْ يَطْلُبُ فَلَحِقَ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ اِكْفِنِي شَرَّ سُرَاقَةَ بِمَا شِئْتَ فَسَاخَتْ قَوَائِمُ فَرَسِهِ فَثَنَى رِجْلَهُ ثُمَّ اِشْتَدَّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي عَلِمْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَصَابَ قَوَائِمَ فَرَسِي إِنَّمَا هُوَ مِنْ قِبَلِكَ فَادْعُ اَللَّهَ أَنْ يُطْلِقَ لِي فَرَسِي فَلَعَمْرِي إِنْ لَمْ يُصِبْكُمْ مِنِّي خَيْرٌ لَمْ يُصِبْكُمْ مِنِّي شَرٌّ فَدَعَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَطْلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَسَهُ فَعَادَ فِي طَلَبِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى فَعَلَ ذَلِكَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ كُلَّ ذَلِكَ يَدْعُو رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَتَأْخُذُ اَلْأَرْضُ قَوَائِمَ فَرَسِهِ فَلَمَّا أَطْلَقَهُ فِي اَلثَّالِثَةِ قَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ إِبِلِي بَيْنَ يَدَيْكَ فِيهَا غُلاَمِي فَإِنِ اِحْتَجْتَ إِلَى ظَهْرٍ أَوْ لَبَنٍ فَخُذْ مِنْهُ وَ هَذَا سَهْمٌ مِنْ كِنَانَتِي عَلاَمَةً وَ أَنَا أَرْجِعُ فَأَرُدُّ عَنْكَ اَلطَّلَبَ فَقَالَ لاَ حَاجَةَ لَنَا فِيمَا عِنْدَكَ .
زبان ترجمه:

بهشت کافی ;  ج ۱  ص ۳۰۸

معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام روايت مى‌كند كه فرمود:آن هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم از غار بيرون شد و روى به سوى مدينه آورد قريش جايزه‌اى برابر با صد شتر براى كسى تعيين كرده بود كه آن حضرت را دستگير كند.سراقة بن مالك بن جعشم يكى از كسانى بود كه در پى پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم رفته بود تا حضرت را بيابد و دستگيرش كند.او به حضرت صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم رسيد.پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم كه او را ديد گفت:بار خدايا هر گونه كه مى‌خواهى شرّ سراقه را از من دور كن.در اين هنگام چهار دست و پاى اسب سراقه در زمين فرو شد و سراقه پاى خويش را از ركاب بيرون كرد و به سوى پيامبر دويد و گفت:اى محمد!من مى‌دانم كه دست و پاى اسب من از دعاى تو به زمين فرو شد،پس از خدا بخواه تا اسب من را آزاد كند و بجان خودم سوگند اگر خيرى از من به تو نرسد شرّى به تو نخواهد رسيد.پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم دعا كرد و خداى عزّ و جلّ‌ اسب او را آزاد كرد،ولى سراقه دوباره براى دستگيرى پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم ايشان را تعقيب كرد،و تا سه بار دست و پاى اسبش به زمين فرو شد و در هر بار پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم نفرين مى‌كرد و زمين دست و پاى اسبش را در خود فرو مى‌كشيد،و در بار سوم همين كه به دعاى پيامبر دست و پاى اسبش از زمين به در آمد گفت:اى محمد!شتران من در سر راه توست و غلام با آنهاست اگر براى سوارى يا خوراك به آنها يا شير آنها نياز يافتى از ايشان بستان،و براى نشانى،اين تير را از تركش من برگير،و من از همين جا بازمى‌گردم و كسانى را كه در تعقيب تو هستند از راه باز مى‌گردانم.حضرت صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم فرمود:ما را نيازى به اموال تو نيست.

divider

الروضة من الکافی / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۱۱۴

از معاوية بن عمار از امام صادق(عليه السّلام)كه چون رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)از غار برآمد و بسوى مدينه ميرفت قريش يك صد شتر مزد مقرر كرده بودند براى كسى كه او را بگيرد سراقة بن مالك بن جعشم هم بهمراه ديگران بدنبال رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)مى‌گرديد تا او را دستگير كند او بود كه برسول خدا (صلّى الله عليه و آله)رسيد و رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)دست بدعا برداشت و عرضكرد بار خدايا بهر چه خواهى شر سراقة را از من دور كن و چهار دست و پاى اسب او بزمين فرو رفت و او پا از ركاب تهى كرد و بدنبال رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)دويد و گفت يا محمد براستى من مى‌دانم كه زمين بدعاى تو چهار دست و پاى اسب مرا در خود فرو برد از خدا بخواه كه اسب مرا آزاد كند بجان خودم اگر از من بشما خيرى نرسد شرى نخواهد رسيد رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)دعا كرد و خدا عز و جل چهار دست و پاى اسب او را آزاد كرد و او باز بدنبال رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)رفت تا سه بار اين كار تكرار شد و در هر بار رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)دعا ميكرد تا زمين چهار دست و پاى اسب او را فرو ميبرد و چون بار سوم او را رها ساخت گفت يا محمد اين رمه شتران منست در برابر تو و غلام من همراه آنها است اگر نياز بشتر براى سوارى و يا بشير براى غذا دارى از آنها استفاده كن و اين هم يك تير از تركش من بنشانى بگير و من هم برمى‌گردم و آنها كه تو را دنبال ميكنند از راه بازمى‌دارم. پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)در پاسخ فرمود:ما نيازى بدان چه در دست تو است نداريم.

divider

الروضة من الکافی / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۲  ص ۷۸

378 - معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: هنگامى كه رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) از غار بيرون رفت و متوجه مدينه شد، قريش جايزه‌اى كه صد شتر بود معين كرده بودند براى كسى كه آن حضرت را دستگير كند، سراقة بن مالك بن جعشم يكى از كسانى بود كه در جستجوى رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) رفته بود تا آن حضرت را بيابد و دستگير سازد، و او بدان حضرت رسيد، رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) كه او را ديد (دست بدعا برداشته) گفت: بار خدايا بهر نحو كه خواهى شر سراقة را از من دور كن،(در اثر اين دعا) چهار دست و پاى اسب سراقة در زمين فرو رفت، سراقة پاى خويش از ركاب بيرون كرده بطرف رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) دويد و گفت: اى محمد من بخوبى ميدانم كه از دعاى تو دست و پاى اسب من بزمين فرو رفت پس از خدا بخواه تا اسب من آزاد گردد و بجان خودم سوگند اگر (از اين پس) خيرى از من بشما نرسد شرى از من بشما نخواهد رسيد، رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) دعا كرد و خداى عز و جل اسب او را آزاد ساخت، ولى سراقة (بعهد خود وفا نكرده) دوباره براى دستگيرى رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) آن حضرت را تعقيب كرد،(و بهمان نحو دست و پاى اسبش بزمين فرو رفت) و تا سه بار اين كار را كرد و در هر بار رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) دعا ميكرد و زمين دست و پاى اسبش را در خود فرو ميبرد و در بار سوم همين كه (بدعاى رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) دست و پاى اسبش از زمين بيرون آمد گفت: اى محمد شتران من در سر راه تو است و غلام من با آنها است اگر براى سوارى و يا خوراك بدانها و يا شير آنها نيازى پيدا كردى از آنها برگير، و براى نشانى اين تير را از تركش من برگير (كه با نشان دادن آن غلام من از شما ممانعتى نكند) و من از همين جا بازمى‌گردم و آن كسانى را هم كه در تعقيب و جستجوى تو هستند از راه باز ميگردانم: حضرت فرمود: ما نياز بمال تو نداريم.

divider