شناسه حدیث :  ۱۱۸۸۴۱

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۸  ,  صفحه۱۵۳  

عنوان باب :   الجزء الثامن كِتَابُ اَلرَّوْضَةِ حَدِيثُ زَيْنَبَ اَلْعَطَّارَةِ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ اَلْهَاشِمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: جَاءَتْ زَيْنَبُ اَلْعَطَّارَةُ اَلْحَوْلاَءُ إِلَى نِسَاءِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بَنَاتِهِ وَ كَانَتْ تَبِيعُ مِنْهُنَّ اَلْعِطْرَ فَجَاءَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هِيَ عِنْدَهُنَّ فَقَالَ إِذَا أَتَيْتِنَا طَابَتْ بُيُوتُنَا فَقَالَتْ بُيُوتُكَ بِرِيحِكَ أَطْيَبُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ إِذَا بِعْتِ فَأَحْسِنِي وَ لاَ تَغُشِّي فَإِنَّهُ أَتْقَى وَ أَبْقَى لِلْمَالِ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا أَتَيْتُ بِشَيْءٍ مِنْ بَيْعِي وَ إِنَّمَا أَتَيْتُ أَسْأَلُكَ عَنْ عَظَمَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ جَلَّ جَلاَلُ اَللَّهِ سَأُحَدِّثُكِ عَنْ بَعْضِ ذَلِكِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ هَذِهِ اَلْأَرْضَ بِمَنْ عَلَيْهَا عِنْدَ اَلَّتِي تَحْتَهَا كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَاتَانِ بِمَنْ فِيهِمَا وَ مَنْ عَلَيْهِمَا عِنْدَ اَلَّتِي تَحْتَهَا كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ اَلثَّالِثَةُ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلسَّابِعَةِ وَ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ «خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » وَ اَلسَّبْعُ اَلْأَرَضِينَ بِمَنْ فِيهِنَّ وَ مَنْ عَلَيْهِنَّ عَلَى ظَهْرِ اَلدِّيكِ كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ اَلدِّيكُ لَهُ جَنَاحَانِ جَنَاحٌ فِي اَلْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ فِي اَلْمَغْرِبِ وَ رِجْلاَهُ فِي اَلتُّخُومِ وَ اَلسَّبْعُ وَ اَلدِّيكُ بِمَنْ فِيهِ وَ مَنْ عَلَيْهِ عَلَى اَلصَّخْرَةِ كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ اَلصَّخْرَةُ بِمَنْ فِيهَا وَ مَنْ عَلَيْهَا عَلَى ظَهْرِ اَلْحُوتِ كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ اَلسَّبْعُ وَ اَلدِّيكُ وَ اَلصَّخْرَةُ وَ اَلْحُوتُ بِمَنْ فِيهِ وَ مَنْ عَلَيْهِ عَلَى اَلْبَحْرِ اَلْمُظْلِمِ كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ اَلسَّبْعُ وَ اَلدِّيكُ وَ اَلصَّخْرَةُ وَ اَلْحُوتُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمُظْلِمُ عَلَى اَلْهَوَاءِ اَلذَّاهِبِ كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ اَلسَّبْعُ وَ اَلدِّيكُ وَ اَلصَّخْرَةُ وَ اَلْحُوتُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمُظْلِمُ وَ اَلْهَوَاءُ عَلَى اَلثَّرَى كَحَلْقَةٍ مُلْقَاةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ: «لَهُ مٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا وَ مٰا تَحْتَ اَلثَّرىٰ » ثُمَّ اِنْقَطَعَ اَلْخَبَرُ عِنْدَ اَلثَّرَى وَ اَلسَّبْعُ وَ اَلدِّيكُ وَ اَلصَّخْرَةُ وَ اَلْحُوتُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمُظْلِمُ وَ اَلْهَوَاءُ وَ اَلثَّرَى بِمَنْ فِيهِ وَ مَنْ عَلَيْهِ عِنْدَ اَلسَّمَاءِ اَلْأُولَى كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَذَا كُلُّهُ وَ سَمَاءُ اَلدُّنْيَا بِمَنْ عَلَيْهَا وَ مَنْ فِيهَا عِنْدَ اَلَّتِي فَوْقَهَا كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَاتَانِ اَلسَّمَاءَانِ وَ مَنْ فِيهِمَا وَ مَنْ عَلَيْهِمَا عِنْدَ اَلَّتِي فَوْقَهُمَا كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَذِهِ اَلثَّلاَثُ بِمَنْ فِيهِنَّ وَ مَنْ عَلَيْهِنَّ عِنْدَ اَلرَّابِعَةِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلسَّابِعَةِ وَ هُنَّ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ مَنْ عَلَيْهِنَّ عِنْدَ اَلْبَحْرِ اَلْمَكْفُوفِ عَنْ أَهْلِ اَلْأَرْضِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَذِهِ اَلسَّبْعُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمَكْفُوفُ عِنْدَ جِبَالِ اَلْبَرَدِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ: «وَ يُنَزِّلُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مِنْ جِبٰالٍ فِيهٰا مِنْ بَرَدٍ » وَ هَذِهِ اَلسَّبْعُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمَكْفُوفُ وَ جِبَالُ اَلْبَرَدِ عِنْدَ اَلْهَوَاءِ اَلَّذِي تَحَارُ فِيهِ اَلْقُلُوبُ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَذِهِ اَلسَّبْعُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمَكْفُوفُ وَ جِبَالُ اَلْبَرَدِ وَ اَلْهَوَاءُ عِنْدَ حُجُبِ اَلنُّورِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ هَذِهِ اَلسَّبْعُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمَكْفُوفُ وَ جِبَالُ اَلْبَرَدِ وَ اَلْهَوَاءُ وَ حُجُبُ اَلنُّورِ عِنْدَ اَلْكُرْسِيِّ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ لاٰ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمٰا وَ هُوَ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ » وَ هَذِهِ اَلسَّبْعُ وَ اَلْبَحْرُ اَلْمَكْفُوفُ وَ جِبَالُ اَلْبَرَدِ وَ اَلْهَوَاءُ وَ حُجُبُ اَلنُّورِ وَ اَلْكُرْسِيُّ عِنْدَ اَلْعَرْشِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلاَةٍ قِيٍّ وَ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ: «اَلرَّحْمٰنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوىٰ » [وَ فِي رِوَايَةِ اَلْحَسَنِ ] اَلْحُجُبُ قَبْلَ اَلْهَوَاءِ اَلَّذِي تَحَارُ فِيهِ اَلْقُلُوبُ .
زبان ترجمه:

بهشت کافی ;  ج ۱  ص ۱۹۸

حسين بن زيد هاشمى به نقل از امام صادق عليه السّلام مى‌گويد:زينب عطر فروش كه زنى لوچ بود نزد زنان و دختران پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم مى‌آمد و به آنان عطر مى‌فروخت.روزى پيامبر به خانه آمد در حالى كه زينب در ميان آنان بود.حضرت صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم رو به او كرد و فرمود:هر گاه تو به خانۀ ما مى‌آيى خانۀ ما خوشبو مى‌شود زينب در پاسخ گفت:بلكه خانه‌هاى تو به بوى خوش خودت خوشبوتر است.پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم فرمود:هر گاه عطر مى‌فروشى آن را با چيز ديگر مياميز كه اين كار به تقوا نزديكتر و براى دارايى پاينده‌تر است.او در پاسخ عرض كرد:يا رسول اللّٰه!اينك من نيامده‌ام چيزى بفروشم و آمده‌ام تا پيرامون عظمت خداوند سبحان از شما پرسش كنم.پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم فرمود:جلّ‌ جلاله، پيرامون بخشى از آن با تو سخن خواهم گفت،و سپس فرمود:همانا اين زمين و هر كه بر آن است در برابر آنچه زير آن قرار گرفته همچون حلقه‌اى است كه در سرزمينى پهناور و خالى از سكنه افتاده باشد،و اين هر دو با آنچه در آنها و بر آنهاست در برابر آنچه زير آن است چون حلقه‌اى است كه در فلاتى پرت،افتاده است،و همچنين است سومى تا آنكه به هفتمى مى‌رسد،سپس اين آيه را تلاوت فرمود:...« خَلَقَ‌ سَبْعَ‌ سَمٰاوٰاتٍ‌ وَ مِنَ‌ اَلْأَرْضِ‌ مِثْلَهُنَّ‌ » ،و اين هفت زمين با آنچه در آنهاست و آنچه بر آنهاست بر پشت خروس همچون حلقه‌اى است كه در دشتى پرت افتاده است.اين خروس دو بال دارد كه يك بال در مشرق و بال ديگرش در مغرب است و دو پاى آن خروس در آن سوى مرزهاى هستى، و اين هفت زمين و آن خروس و هر كه در آن و بر آن است بر روى صخره همچون حلقه‌اى است در دشتى پهناور و پرت،و آن صخره با هر كه در آن و بر آن است بر پشت ماهى چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور و پرتى افتاده باشد،و اين هفت زمين و اين خروس و اين صخره و اين ماهى با هر كه در آن و بر آن است در درياى تاريك چون حلقه‌اى است در بيابانى پرت،و اين هفت زمين و اين خروس و اين صخره و اين ماهى و اين درياى تاريك در هواى روان چون حلقه‌اى است در دشتى پرت سپس اين آيه را تلاوت فرمود:« لَهُ‌ مٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ‌ وَ مٰا فِي اَلْأَرْضِ‌ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا وَ مٰا تَحْتَ‌ اَلثَّرىٰ‌ » ،و آگاهى بشر در همين طبقۀ ثرى به پايان مى‌رسد،و اين هفت زمين و اين خروس و اين صخره و اين ماهى و اين درياى تاريك و اين هوا و اين ثرى با هر آنكه در آن و بر آن است همه در برابر آسمان نخست چون حلقه‌اى است در بيابانى پرت،و اين همه با آسمان نزديك و با هر كه بر آن و در آن است نزد آنكه بر فراز آن است چون حلقه‌اى است در دشتى پرت،و اين دو آسمانو هر كه در آن و بر آن است نزد آنكه بر فراز آنهاست چون حلقه‌اى است در بيابانى پهناور و پرت،و اين هر سه با هر آنكه در آن و بر آن است نزد چهارمين چون حلقه‌اى است در دشتى پهناور و پرت،تا برسد به آسمان هفتم،و همۀ آنها و هر كه در آن و بر آن است در برابر دريايى كه از اهل زمين نهفته است چون حلقه‌اى است در دشتى پهناور و پرت،و اين هفت آسمان و آن دريايى نهان در برابر كوههاى تگرگ همچون حلقه‌اى است در دشتى پرت. سپس اين آيه را تلاوت فرمود:..« وَ يُنَزِّلُ‌ مِنَ‌ اَلسَّمٰاءِ مِنْ‌ جِبٰالٍ‌ فِيهٰا مِنْ‌ بَرَدٍ »... ، و اين هفت آسمان و آن درياى نهان و كوههاى تگرگ در برابر هوايى كه دلها در آن سرگردانند همچون حلقه‌اى است در بيابانى پهناور و پرت،و اين هفت آسمان و درياى نهان و كوههاى تگرگ و هوا در برابر پرده‌هاى نور همچون حلقه‌اى است در دشتى پهناور و پرت،و اين هفت آسمان و درياى نهان و كوههاى تگرگ و هوا و پرده‌هاى نور در برابر كرسى همچون حلقه‌اى است در بيابانى پهناور و پرت،و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: ...« وَسِعَ‌ كُرْسِيُّهُ‌ اَلسَّمٰاوٰاتِ‌ وَ اَلْأَرْضَ‌ وَ لاٰ يَؤُدُهُ‌ حِفْظُهُمٰا وَ هُوَ اَلْعَلِيُّ‌ اَلْعَظِيمُ‌ » ،و اين هفت آسمان و درياى نهان و كوههاى تگرگ و پرده‌هاى نور و كرسى در برابر عرش همچون حلقه‌اى است در دشتى پهناور و پرت،و سپس اين آيه را تلاوت فرمود:« اَلرَّحْمٰنُ‌ عَلَى اَلْعَرْشِ‌ اِسْتَوىٰ‌ » .و در روايت حسن،پرده‌ها پيش از هوايى است كه دلها در آن سرگردانند.

divider

الروضة من الکافی / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۲۹۵

از حسين بن زيد هاشمى از امام صادق(عليه السّلام)فرمود:زينب عطر فروش كه بانوئى قبيح بود نزد همسران و دختران پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)آمده و بكسان خاندان پيغمبر عطر ميفروخت،پيغمبر بخانه آمد و زينب در ميان آنان بود،رو باو كرد و فرمود:هر گاه تو نزد ما بيائى خانه‌هاى ما خوش بو مى‌شود زينب-يا رسول اللّٰه خانه‌هاى تو ببوى خوش خودت خوشبوتر است. پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)هر گاه فروش كنى خوب بفروش و غش مكن و با عطر چيزى ديگر آميخته مكن زيرا كه پرهيزكارى بهترى است و براى دارائى نگهدارتر است. زينب-يا رسول اللّٰه من اكنون نيامدم چيزى بفروشم و آمدم از عظمت خدا عز و جل از شما بپرسم. رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)-جل جلاله من بخوبى برخى از آن را براى تو باز گويم: فرمود:راستى اين زمين و هر كه در آنست در برابر آنچه زير آن قرار گرفته است چون حلقه‌اى است كه در سرزمين پهناورى تهى افتاده باشد و اين هر دو با آنچه در آنها و بر آنها است در برابر آنچه زير آنند چون حلقه‌اى است كه در فلاتى تهى افتاده‌اند و سومى هم تا برسد بهفتمى و اين آيه را خواند(12-الطلاق)آفريد هفت آسمان را و از زمين هم بمانند آنهاو اين هفت زمين با آنچه در آنها است و آنچه بر آنها است بر پشت خروس چون حلقه‌ايست كه در دشت پهناور تهى افتاده است و آن خروس دو بال دارد يك بال در مشرق و بالى در مغرب و دو پا در عمق عميق.و اين هفت و آن خروس و هر كه در آنست و هر كه بر آنست بر روى صخره چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است و آن صخره با هر كه در آنست و هر كه بر آنست بر پشت ماهى چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى با هر كه در آنست بر صحنه درياى تاريك چون حلقه‌اى است كه در بيابان پهناور تهى افتاده است، و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى و آن درياى تاريك بر هواى روان چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است. و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى و آن درياى تاريك با هوا بر زبر ثرى چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است. سپس اين آيه را خواند(6-طه)از آن او است آنچه در آسمانها است و در زمين و ميانه آنها و آنچه زير ثرى است(خاك نمدار زير قشر ظاهر زمين).سپس خبر و آگاهى بشر در همين طبقه ثرى منقطع است(و از آن جز بيخبرى خبرى نيست) و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى و آن بحر تاريك و آن هوا و آن ثرى همه در برابر آسمان نخست چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى. و اين همه با آسمان نزديك و با هر كه بر آنست و در آنست نزد آنكه بر فراز آنست چون حلقه‌اى است در دشت پهناور. و اين دو آسمان و هر كه در آنست و هر كه بر آنست نزد آنكه بر فراز آنها است چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى. و اين هر سه با هر كه در آنست و بر آنست نزد چهارمين چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى تا برسد بآسمان هفتم و همه آنها و هر كه در آنست و بر آنست در برابر دريائى كه از اهل زمين نهفته است چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى. و اين هفت و آن درياى نهان در برابر كوه‌هاى تگرگ چون حلقه‌اى است در دشت تهى و اين را خواند(43-النور)و فرو فرستد از آسمان از كوه‌هائى كه در آنست تگرگ. و اين هفت و آن درياى نهان و كوه‌هاى تگرگ در برابر هوائى كه دلها در آن سرگردانند چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى. و اين هفت و درياى نهان و كوه‌هاى تگرگ و هوا در برابر حجب نور چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى. و اين هفت و درياى نهان و كوه‌هاى تگرگ و هوا و حجب نور در برابر كرسى چون حلقه‌اى است در دشت پهناور تهى و سپس اين آيه را خواند(255-البقره)فرا گيرد كرسيش همه آسمانها و زمين را و بر او رنجى ندارد نگه دارى آن‌ها و او است على و عظيم.و اين هفت و درياى نهان و كوه‌هاى تگرگ و حجب نور و كرسى در برابر عرش چون حلقه‌اى است در دشت تهى و اين آيه را خواند(5-طه)رحمان بر عرش استوار است-و در روايت حسن حجب پيش از هوائى است كه دلها در آن سرگردانند.

divider

الروضة من الکافی / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۱  ص ۲۲۶

143 - حسين بن زيد هاشمى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: زينب عطاره كه چشمش تاب و پيچ داشت براى فروختن عطر بنزد زنان و دختران رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) آمد و در همان حال كه او در نزد آنها بود رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) نيز بنزد آنها آمد، حضرت باو فرمود: هر گاه تو بنزد ما مى‌آئى خانه‌هاى ما خوشبو مى‌شود. زينب عرضكرد: اى رسول خدا خانه‌هاى تو ببوى خودت خوشبوتر است، حضرت باو فرمود: هر گاه چيزى ميفروشى خوب بفروش و غش مكن (و چيز ديگرى را مخلوطش منما) كه اين ترتيب (خريد و فروش) براى دارائى و مال پاك‌تر و براى ماندنش بهتر است. عرضكرد: اى رسول خدا من اين بار نيامده‌ام چيزى بفروشم بلكه آمده‌ام تا از عظمت خداى عز و جل از تو پرسش كنم، حضرت فرمود: بزرگ است جلال او، و من اينك شمه‌اى از عظمت او را برايت باز گويم، آنگاه (شروع بسخن كرده) فرمود: همانا اين زمين و هر چه بر آن قرار دارد در برابر آن (زمينى) كه در زير آن قرار دارد (مقصود ستارگان و كواكبى است كه گاهى بالاى سر ما است و گاهى در زير زمين قرار ميگيرد) مانند حلقۀ (كوچكى) است كه در بيابان (بى‌سر و ته و) پهناورى افتاده باشد و آن دو با هم و هر چه بر آنها است در برابر آنچه در زير آن دو قرار گرفته چون حلقه‌اى است كه در بيابان تهى و پهناورى افتاده، و سومى نيز (اين چنين است) تا برسد بهفتمين زمين (نسبت هر كدام بآن ديگرى مانند همان حلقه است كه در بيابان تهى و پهناورى افتاده باشد) و اين آيه را خواند:«.. (خدائى كه) هفت آسمان و زمين‌ها نيز مانند آنها آفريد...» (سورۀ طلاق آيه 12)، و هفت زمين با آنچه بر آن است كه بر پشت خروس است چون حلقه‌اى است كه در بيابان تهى و پهناورى افتاده باشد، و خروس دو بال دارد، بالى در مشرق و بالى در مغرب و دو پايش در آخرين حد از عمق است، و هفت زمين با خروس و آنچه در آن است و بر آن قرار دارد بر روى صخره (سنگ) چون حلقه‌اى است كه در بيابان تهى و پهناورى افتاده باشد، و صخره با آنچه در آن است و بر آن است بر پشت ماهى چون حلقه‌اى است كه در بيابان تهى و پهناورى افتاده باشد، و هفت زمين و خروس و صخره و ماهى با هر چه در آن است و هر چه بر آن قرار دارد بر روى درياى تاريك چون حلقه‌اى است كه در بيابان تهى و پهناورى افتاده باشد، و هفت زمين با خروس و صخره و ماهى و درياى تاريك بر روى هواى روان چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور. و هفت زمين با خروس و صخره و ماهى و درياى تاريك و هوا بر روى «ثرى» چون حلقه است در بيابانى تهى و پهناور. سپس اين آيه را خواند:«از آن اوست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است و آنچه در زير ثرى است»(سورۀ طه آيه 6) و خبر و آگاهى بشر در همان ثرى منقطع گشته، و هفت زمين و خروس و صخره و ماهى و درياى تاريك و هوا و ثرى در برابر آسمان اول مانند حلقه‌اى است در بيابان پهناورى تهى، و همۀ اينها و آسمان مزبور با آنچه بر آن است و در آن قرار دارد در برابر آسمانى كه بالاى آن است چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين دو آسمان و آنچه در آنها و بر آنها است در برابر آسمانى كه بالاى آن دو است چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين سه آسمان و آنچه در آن است و بر آن قرار دارد در برابر آسمان چهارم چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، و هم چنين تا برسد بآسمان هفتم. و اين هفت آسمان با آنچه در آن است و بر آنها قرار دارد در برابر دريائى كه از زمينيان پنهان است چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور و همۀ اين هفت آسمان و درياى پنهان در برابر كوههاى تگرگ چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين آيه را خواند:«و فرو فرستد از آسمان از كوههائى كه در آن است تگرگ»(سورۀ نور آيه 43). و اين هفت آسمان و درياى پنهان و كوههاى تگرگ در برابر آن هوائى كه دلها در آن سرگردانند چون حلقه‌اى است در درياى تهى و پهناور، و اين هفت آسمان و درياى پهناور و كوههاى تگرگ و هوا در برابر پرده‌هاى نور چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين هفت آسمان و درياى پنهان و كوههاى تگرگ و هواء و پرده‌هاى نور در برابر كرسى چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، سپس اين آيه را خواند:«و كرسى او آسمانها و زمين را فرا گيرد و نگهداشتنش بر او سنگينى نكند كه او است والا و بزرگ»(سورۀ بقره آيۀ 255) و اين هفت آسمان و درياى پنهان و كوههاى تگرگ و هوا و پرده‌هاى نور و كرسى در برابر عرش چون حلقه‌اى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين آيه را خواند: «خداى رحمان بر عرش استوار است»(سورۀ طه آيۀ 5). و در روايت حسن كه از آن حضرت نقل كرده: پرده‌هاى نور پيش از هوائى كه دلها در آن سرگردان شوند ذكر شده. شرح - در حديث زينب عطاره و هم چنين حديث اصبغ بن نباتة (حديث 148) كه پس از اين بيايد و نظائر آنها بايد باين دو نكته توجه داشت: 1 - در زمان رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) و أئمۀ اطهار (عليهم السّلام) مردم هيچ گونه اطلاعى از كرويت زمين و ساير آنچه را هيئت جديد نسبت بفضا و ستارگان و افلاك كشف كرده‌اند نداشتند و غالبا مردمانى جاهل و عامى بودند و دانشمندان آن زمان نيز بيش از آنچه بطلميوس كشف كرده بود نميدانستند يعنى افلاك را اجسامى بلورين و سخت مى‌پنداشتند كه قابل شكافته شدن و بهم پيوستن نيست و خورشيد و ماه و ساير ستارگان را نيز همچون گل ميخهائى باين افلاك چسبيده ميدانستند و معتقد بودند كه دستگاه آسمان از نه فلك تشكيل شده كه مانند ورقه‌هاى پياز روى هم قرار دارند... و امثال اين عقايدى كه كشفيات جديد اساسش ويران و بلكه مورد مسخرۀ دانشمندان جهان قرار گرفت. با توجه بآنچه گفته شد احتمال قوى ميرود كه بر فرض صحت اين گونه احاديث و صدور آنها از معصوم پيامبر عاليقدر اسلام و ائمۀ اطهار براى نزديك ساختن اين گونه مطالب علمى و اطلاع از وضع آسمانها به ذهن مردم عامى آن زمان حقائقى را در قالب اين گونه الفاظ‍‌ و عبارات ريخته و از باب تشبيه معقول بمحسوس براى هر يك از اين افلاك و عوالم نامى مانند خروس و صخرة و درياى تاريك و هواى روان و غير آنها قرار داده كه البته با توجه بموقعيت آنها بى‌شباهت هم نيست و تناسبى هم بين اسم و مسمى بوده است، چنانچه در حديث:«... زمين روى شاخ گاو است» اين مطلب گفته شده، و مرحوم علامۀ شهرستانى در كتاب الهيئة و الاسلام تحقيقى در آن كرده است، و اگر ميخواستند حقائق مربوط‍‌ بساختمان آسمانها را صريح بگويند آنها باور نميكردند و نسبت دروغ و امثال آنها بساحت قدسشان ميدادند. 2 - راويان چنانچه گفته شد هيچ گونه اطلاعى از وضع آسمانها مطابق هيئت جديد نداشتند و بلكه بسيارى از آنها از هيئت بطلميوسى هم بى‌خبر بودند، از اين رو بگفتۀ يكى از اساتيد در حاشيۀ بر شرح ملا صالح: معلوم نيست آنها توانسته باشند تمام الفاظ‍‌ و عباراتى را كه معصوم املاء ميفرمود باتمام خصوصيات و ريزه‌كاريهايش ضبط‍‌ كرده و نقل كرده باشند و بسا مى‌شود كه جملات را در هنگام نقل پس و پيش و يا برخى را اشتباه نقل كرده باشند، و يا آنها كه شنيده و نوشته‌اند اين اشتباه را كرده باشند. و اصل عدم خطاى راوى اگر در جاى خودش هم صحيح باشد در اين گونه موارد جريان ندارد و البته اينها همه پس از آنيست كه ما در صدور اصل حديث از معصوم عليه السّلام ترديد نداشته و روايت از نظر سند معتبر باشد، كه تصادفا هيچ يك از اين دو حديث بهره‌اى از آن ندارند. مجلسى (ره) در مرآة العقول در ذيل اين حديث گويد: مجهول است، و در ذيل حديث اصبغ گويد: حسن است ولى در آن شائبۀ ارسال وجود دارد چون روايت كنانى از اصبغ بدون واسطه بعيد است.

divider