شناسه حدیث :  ۱۰۷۶۱۵

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۲  ,  صفحه۶۶۱  

عنوان باب :   الجزء الثاني كِتَابُ اَلْعِشْرَةِ بَابُ اَلْجُلُوسِ

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ اَلنَّوْفَلِيِّ عَنْ عَبْدِ اَلْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلْعَلَوِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: كَانَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَجْلِسُ ثَلاَثاً اَلْقُرْفُصَا وَ هُوَ أَنْ يُقِيمَ سَاقَيْهِ وَ يَسْتَقْبِلَهُمَا بِيَدَيْهِ وَ يَشُدَّ يَدَهُ فِي ذِرَاعِهِ وَ كَانَ يَجْثُو عَلَى رُكْبَتَيْهِ وَ كَانَ يَثْنِي رِجْلاً وَاحِدَةً وَ يَبْسُطُ عَلَيْهَا اَلْأُخْرَى وَ لَمْ يُرَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُتَرَبِّعاً قَطُّ .
زبان ترجمه:

اصول کافی / ترجمه مصطفوی ;  ج ۴  ص ۴۸۲

عبد العظيم بن عبد اللّٰه در حديث مرفوعى (كه سند را بمعصوم عليه السّلام رسانده) حديث كند كه فرمود: پيغمبر (صلّى الله عليه و آله) سه جور مى‌نشست: 1 - سر پا مى‌نشست و آن اين گونه است كه ساقهاى پا را از زمين بلند كند و دو زانو را در ميان دو دست خود حلقه وار بگيرد (و رانها را بشكم چسباند) و بشانه پاها را ببندد 2 - و گاهى دو زانو مى‌نشست 3 - و گاهى يك پا را خم ميكرد و پاى ديگر را روى آن ميانداخت، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت (صلّى الله عليه و آله) چهار زانو بنشيند.

divider

اصول كافى / ترجمه كمره اى ;  ج ۶  ص ۵۵۹

1-از عبد العظيم بن عبد اللّٰه بن حسن علوى حديث را به معصوم رسانيده كه فرمود:پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)بر سه وضع مى‌نشست: 1-بر سر دو پا و آن اين است كه دو ساق را از زمين بلند گذارد و دو زانو را در ميان دو دست خود بگيرد و به ذراع خود تكيه دهد. 2-گاهى هم بر سر دو زانو مى‌نشست. 3-گاهى هم يك پا را تا مى‌كرد و ديگرى را روى آن مى‌گشود و هرگز ديده نشد چهار زانو بنشيند.

divider

اصول کافی / ترجمه آیت اللهی ;  ج ۴  ص ۸۵۵

1-«عبد العظيم بن عبد اللّه بن حسن علوى»حديث را به معصوم رسانيده كه فرمود:پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به سه طريق مى‌نشست:
1-بر سر دو پا و آن اين است كه دو ساق را از زمين بلند كند و دو زانو را در ميان دو دست خود بگيرد و به ذراع خود تكيه دهد.
2-گاهى هم بر سر دو زانو مى‌نشست.
3-گاهى هم يك پا را تا مى‌كرد و ديگرى را روى آن مى‌گشود و هرگز ديده نشد چهارزانو بنشيند.

divider