شناسه حدیث :  ۱۰۵۴۲۵

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۲  ,  صفحه۳۹  

عنوان باب :   الجزء الثاني كتاب الإيمان و الكفر بَابٌ فِي أَنَّ اَلْإِيمَانَ مَبْثُوثٌ لِجَوَارِحِ اَلْبَدَنِ كُلِّهَا

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ اَلْأَشْعَثِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصِ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اَلْمُرْجِئَةِ فِي اَلْكُفْرِ وَ اَلْإِيمَانِ وَ قَالَ إِنَّهُمْ يَحْتَجُّونَ عَلَيْنَا وَ يَقُولُونَ كَمَا أَنَّ اَلْكَافِرَ عِنْدَنَا هُوَ اَلْكَافِرُ عِنْدَ اَللَّهِ فَكَذَلِكَ نَجِدُ اَلْمُؤْمِنَ إِذَا أَقَرَّ بِإِيمَانِهِ أَنَّهُ عِنْدَ اَللَّهِ مُؤْمِنٌ فَقَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ كَيْفَ يَسْتَوِي هَذَانِ وَ اَلْكُفْرُ إِقْرَارٌ مِنَ اَلْعَبْدِ فَلاَ يُكَلَّفُ بَعْدَ إِقْرَارِهِ بِبَيِّنَةٍ وَ اَلْإِيمَانُ دَعْوَى لاَ تَجُوزُ إِلاَّ بِبَيِّنَةٍ وَ بَيِّنَتُهُ عَمَلُهُ وَ نِيَّتُهُ فَإِذَا اِتَّفَقَا فَالْعَبْدُ عِنْدَ اَللَّهِ مُؤْمِنٌ وَ اَلْكُفْرُ مَوْجُودٌ بِكُلِّ جِهَةٍ مِنْ هَذِهِ اَلْجِهَاتِ اَلثَّلاَثِ مِنْ نِيَّةٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ عَمَلٍ وَ اَلْأَحْكَامُ تَجْرِي عَلَى اَلْقَوْلِ وَ اَلْعَمَلِ فَمَا أَكْثَرَ مَنْ يَشْهَدُ لَهُ اَلْمُؤْمِنُونَ بِالْإِيمَانِ وَ يَجْرِي عَلَيْهِ أَحْكَامُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ عِنْدَ اَللَّهِ كَافِرٌ وَ قَدْ أَصَابَ مَنْ أَجْرَى عَلَيْهِ أَحْكَامَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِظَاهِرِ قَوْلِهِ وَ عَمَلِهِ .
زبان ترجمه:

اصول کافی / ترجمه مصطفوی ;  ج ۳  ص ۶۶

محمد بن حفص خارجه گويد: شنيدم مردى از امام صادق عليه السّلام از قول مرجئه راجع بكفر و ايمان پرسيد و عرضكرد: مرجئه بر ما احتجاج ميكنند و ميگويند: چنان كه كسى را كه ما كافر ميدانيم، نزد خدا هم كافر است. همچنين مؤمن هم زمانى كه بايمانش اقرار كرد او را نزد خدا مؤمن مى‌دانيم، حضرت فرمود، سبحان اللّٰه! چگونه اين دو برابرند؟! در صورتى كه كفر فقط‍‌ اقرار بنده است (باينكه خدائى نيست) و پس از اقرارش از او گواه و دليلى نخواهند، ولى ايمان ادعائى است كه جز با دليل ثابت نشود، و دليل مؤمن عمل و نيت او است كه اگر متفق شدند (نيت و عمل) بنده نزد خدا مؤمن است، و كفر بهر يك از اين سه جهت نيت و قول و عمل ثابت مى‌شود (پس مؤمن كسى است كه به يگانگى خدا و رسالت پيغمبر خاتم بزبان شهادت دهد و عقيده قلبى و نيتش هم همين باشد و مقررات عملى اسلام را هم انجام دهد، و اگر يكى از اين سه نباشد كافر است) ولى احكام طبق گفتار و كردار جارى مى‌شود (پس بمحض اينكه شخصى را ديديم شهادتين ميگويد و مقررات عملى اسلام را انجام ميدهد، بايد او را مؤمن بدانيم و احكام ايمان را نسبت باو اجرا كنيم، اگر چه عقيده و نيتش بر خلاف گفتار و كردارش باشد) زيرا چه بسا شخصى كه مؤمنين بايمانش شهادت دهند و أحكام مؤمنين را بر او جارى كنند (مثل اينكه پشت سرش نماز خوانند و شهادتش را بپذيرند) ولى او نزد خدا كافر باشد (براى آنكه بخدا يا پيغمبر عقيده نداشته باشد) و كسى هم كه از روى ظاهر گفتار و كردارش احكام مؤمنين را بر او جارى كرده، درست رفته است (زيرا كسى از عقيده و باطن ديگرى خبر ندارد و اگر مردم مأمور بكنجكاوى از باطن و حقيقت ميبودند، امر دعاوى و شهادات و بلكه نظام زندگى مختل ميگشت).

divider

اصول كافى / ترجمه كمره اى ;  ج ۴  ص ۱۳۱

8-حفص بن خارجه گويد:شنيدم امام صادق(عليه السّلام) مى‌فرمود(در پاسخ اين كه مردى از او در بارۀ گفتار مرجئه نسبت به معنى كفر و ايمان پرسيده بود و گفته بود:آنها بر ما حجت مياورند و مى‌گويند:چنانچه كسى كه نزد ما كافر است نزد خدا هم كافر است،پس كسى كه به حكم اقرارش ما او را مؤمن بدانيم نزد خدا هم بايد مؤمن باشد)امام در پاسخ فرمود:سبحان الله چگونه اين دو يكسانند؟كفر به اعتراف خود بنده محقق شود و پس از اعتراف او به كفر،بيّنه و گواهى از او نخواهند،ولى ايمان دعوى او است كه ثابت نشود جز با بينه و دليل و بينه او كردار و نيت با اقرار موافق باشند،بنده در نزد خدا مؤمن است ولى كفر به هر يك از اين سه وجه كه نيت و گفتار و كردار است موجود شود،حكم طبق همان گفتار و كردار جارى مى‌شود،چه بسيارند كسانى كه مؤمنان به حسب ظاهر گواه ايمان آنها باشند و احكام مؤمنان بر آنها جارى است و نزد خدا كافرند و هر كس هم احكام مؤمنين را در ظاهر بر آنها جارى كرده است،درست رفته،به واسطۀ ظاهر گفتار و كردارش.

divider

اصول کافی / ترجمه آیت اللهی ;  ج ۳  ص ۱۱۷

8-محمد بن حفص خارجه گويد:شنيدم امام صادق عليه السّلام مى‌فرمود(در پاسخ اينكه مردى از او درباره گفتار مرجئه نسبت به معنى كفر و ايمان پرسيده بود و گفته بود:آنها بر ما حجّت مى‌آورند و مى‌گويند:چنانچه كسى‌كه نزد ما كافر است نزد خدا هم كافر است،پس كسى‌كه به حكم اقرارش ما او را مؤمن بدانيم نزد خدا هم بايد مؤمن باشد)امام در پاسخ فرمود: سبحان اللّه چگونه اين‌دو يكسانند؟كفر به اعتراف خود بنده،محقق مى‌شود و پس از اعتراف او به كفر،بيّنه و گواهى از او نخواهند،ولى ايمان دعوى اوست كه ثابت نشود جز با بيّنه و دليل و بيّنه او كردار و نيّت با اقرار موافق باشند،بنده در نزد خدا مؤمن است ولى كفر به هريك از اين سه وجه كه نيّت و گفتار و كردار است موجود شود،حكم طبق همان گفتار و كردار جارى مى‌شود،چه بسيارند كسانى كه مؤمنان به حسب ظاهر گواه ايمان آنها باشند و احكام مؤمنان بر آنها جارى است و نزد خدا كافرند و هركس هم احكام مؤمنين را در ظاهر بر آنها جارى كرده است،درست رفته،به واسطه ظاهر گفتار و كردارش.

divider