شناسه حدیث :  ۱۰۵۴۱۲

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۲  ,  صفحه۲۶  

عنوان باب :   الجزء الثاني كتاب الإيمان و الكفر بَابُ أَنَّ اَلْإِيمَانَ يَشْرَكُ اَلْإِسْلاَمَ وَ اَلْإِسْلاَمَ لاَ يَشْرَكُ اَلْإِيمَانَ

معصوم :   امام باقر (علیه السلام)

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: اَلْإِيمَانُ مَا اِسْتَقَرَّ فِي اَلْقَلْبِ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَدَّقَهُ اَلْعَمَلُ بِالطَّاعَةِ لِلَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمِ لِأَمْرِهِ وَ اَلْإِسْلاَمُ مَا ظَهَرَ مِنْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ وَ هُوَ اَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاعَةُ اَلنَّاسِ مِنَ اَلْفِرَقِ كُلِّهَا وَ بِهِ حُقِنَتِ اَلدِّمَاءُ وَ عَلَيْهِ جَرَتِ اَلْمَوَارِيثُ وَ جَازَ اَلنِّكَاحُ وَ اِجْتَمَعُوا عَلَى اَلصَّلاَةِ وَ اَلزَّكَاةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ فَخَرَجُوا بِذَلِكَ مِنَ اَلْكُفْرِ وَ أُضِيفُوا إِلَى اَلْإِيمَانِ وَ اَلْإِسْلاَمُ لاَ يَشْرَكُ اَلْإِيمَانَ وَ اَلْإِيمَانُ يَشْرَكُ اَلْإِسْلاَمَ وَ هُمَا فِي اَلْقَوْلِ وَ اَلْفِعْلِ يَجْتَمِعَانِ كَمَا صَارَتِ اَلْكَعْبَةُ فِي اَلْمَسْجِدِ وَ اَلْمَسْجِدُ لَيْسَ فِي اَلْكَعْبَةِ وَ كَذَلِكَ اَلْإِيمَانُ يَشْرَكُ اَلْإِسْلاَمَ وَ اَلْإِسْلاَمُ لاَ يَشْرَكُ اَلْإِيمَانَ وَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «قٰالَتِ اَلْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ اَلْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ » فَقَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْدَقُ اَلْقَوْلِ قُلْتُ فَهَلْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَى اَلْمُسْلِمِ فِي شَيْءٍ مِنَ اَلْفَضَائِلِ وَ اَلْأَحْكَامِ وَ اَلْحُدُودِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ فَقَالَ لاَ هُمَا يَجْرِيَانِ فِي ذَلِكَ مَجْرَى وَاحِدٍ وَ لَكِنْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَى اَلْمُسْلِمِ فِي أَعْمَالِهِمَا وَ مَا يَتَقَرَّبَانِ بِهِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ أَ لَيْسَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا » وَ زَعَمْتَ أَنَّهُمْ مُجْتَمِعُونَ عَلَى اَلصَّلاَةِ وَ اَلزَّكَاةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ مَعَ اَلْمُؤْمِنِ قَالَ أَ لَيْسَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «فَيُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً كَثِيرَةً » فَالْمُؤْمِنُونَ هُمُ اَلَّذِينَ يُضَاعِفُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ حَسَنَاتِهِمْ لِكُلِّ حَسَنَةٍ سَبْعُونَ ضِعْفاً فَهَذَا فَضْلُ اَلْمُؤْمِنِ وَ يَزِيدُهُ اَللَّهُ فِي حَسَنَاتِهِ عَلَى قَدْرِ صِحَّةِ إِيمَانِهِ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَ يَفْعَلُ اَللَّهُ بِالْمُؤْمِنِينَ مَا يَشَاءُ مِنَ اَلْخَيْرِ قُلْتُ أَ رَأَيْتَ مَنْ دَخَلَ فِي اَلْإِسْلاَمِ أَ لَيْسَ هُوَ دَاخِلاً فِي اَلْإِيمَانِ فَقَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ قَدْ أُضِيفَ إِلَى اَلْإِيمَانِ وَ خَرَجَ مِنَ اَلْكُفْرِ وَ سَأَضْرِبُ لَكَ مَثَلاً تَعْقِلُ بِهِ فَضْلَ اَلْإِيمَانِ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ أَ رَأَيْتَ لَوْ بَصُرْتَ رَجُلاً فِي اَلْمَسْجِدِ أَ كُنْتَ تَشْهَدُ أَنَّكَ رَأَيْتَهُ فِي اَلْكَعْبَةِ قُلْتُ لاَ يَجُوزُ لِي ذَلِكَ قَالَ فَلَوْ بَصُرْتَ رَجُلاً فِي اَلْكَعْبَةِ أَ كُنْتَ شَاهِداً أَنَّهُ قَدْ دَخَلَ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرَامَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ وَ كَيْفَ ذَلِكَ قُلْتُ إِنَّهُ لاَ يَصِلُ إِلَى دُخُولِ اَلْكَعْبَةِ حَتَّى يَدْخُلَ اَلْمَسْجِدَ فَقَالَ قَدْ أَصَبْتَ وَ أَحْسَنْتَ ثُمَّ قَالَ كَذَلِكَ اَلْإِيمَانُ وَ اَلْإِسْلاَمُ .
زبان ترجمه:

اصول کافی / ترجمه مصطفوی ;  ج ۳  ص ۴۴

امام باقر عليه السّلام ميفرمود: ايمان آنست كه در دل مستقر شود. و بنده را بسوى خداى عز و جل كشاند، و اطاعت خدا و گردن نهادن بفرمانش مصدق آن باشد، ولى اسلام گفتار و كردار ظاهرى است كه تمام فرق و جماعات مردم آن را دارند، و بوسيله آن جانها محفوظ‍‌ ماند و ميراث پرداخت شود و زناشوئى روا گردد، و بر نماز و زكاة و روزه و حج اتفاق و اجتماع كنند، و بدان سبب از كفر خارج گشته، بايمان منصوب گردند، و اسلام شريك ايمان نيست، ولى ايمان با اسلام شريك گردد، و در گفتار (شهادتين) و كردار (عمل بمقررات دين) هر دو گرد آيند (يعنى چنين كسى هم مؤمن است و هم مسلمان) چنان كه كعبه در مسجد الحرام است، ولى مسجد الحرام در كعبه نيست، همچنين ايمان شريك اسلامست، ولى اسلام شريك ايمان نيست. و خداى عز و جل فرمايد:«اعراب گفتند: ايمان آورديم، بگو ايمان نياورديد. بلكه بگوئيد اسلام آورديم، در صورتى كه هنوز ايمان در دلهايتان نفوذ نكرده است.» و سخن خداى عز و جل راست‌ترين سخن است. عرضكردم: آيا مؤمن را بر مسلمان نسبت بفضائل (بخششها و مواهب دنيوى) و احكام و حدود و چيزهاى ديگر فضيلتى هست‌؟ فرمود: نه، هر دو نسبت باين امور يكسانند، ليكن فضيلت مؤمن بر مسلم نسبت باعمال آنها و موجبات تقربى است كه بسوى خداى عز و جل دارند. عرضكردم: مگر خداى عز و جل نميفرمايد:«هر كس حسنه‌اى آورد، ده برابر آن پاداش دارد؟ 160 سوره 6» در صورتى كه عقيده شما اين بود كه مسلمان با مؤمن نسبت بنماز و زكاة و روزه و حج يك حكم دارد. فرمود: مگر خداى عز و جل نميفرمايد:«خداى براى او چندين برابر بيشتر كند» مؤمنينند كه خداى عز و جل حسناتشان را چند برابر كند، هر حسنه‌ئى را هفتاد برابر، اين است فضيلت مؤمن (بر مسلم) و نيز خدا باندازه درستى ايمانش، حسنات او را چند برابر زياد كند، و نسبت بمؤمنين هر خيرى كه خواهد روا دارد. عرضكردم: بفرمائيد: اگر كسى وارد اسلام شود، مگر نه اينست كه وارد ايمان هم شده است‌؟ فرمود: نه، بلكه منسوب بايمان گشته و از كفر خارج شده است، اكنون برايت مثلى ميزنم تا فضيلت ايمان را بر اسلام بفهمى: بمن بگو اگر مردى را در ميان مسجد الحرام ببينى، شهادت ميدهى كه او را در كعبه ديده‌ئى‌؟ عرضكردم: اين شهادت برايم روا نيست، فرمود: اگر مردى را در ميان كعبه ببينى، گواهى دهى كه او داخل مسجد الحرام گشته است‌؟ عرضكردم: آرى، فرمود: چگونه چنين شد؟ گفتم: زيرا او داخل كعبه نميشود، جز اينكه داخل مسجد الحرام شود، فرمود: درست فهميدى و نيكو گفتى: سپس فرمود ايمان و اسلام هم چنين‌اند.(تا كسى شهادتين نگويد باعتقاد قلبى و عمل بمقررات دينى نرسد).

divider

اصول كافى / ترجمه كمره اى ;  ج ۴  ص ۹۱

5-حمران بن اعين گويد:شنيدم امام باقر(عليه السّلام)مى‌فرمود:ايمان چيزى است كه در دل جا كند و بنده را به خدا عز و جل بكشاند و طاعت و تسليم به امر خدا هم مصدق او باشد و اسلام گفتار و كردار ظاهرى است كه جمع مردم بر آنند از همه دستجات و مسلمين و به وسيلۀ همين اسلام ظاهرى است كه جانها محفوظ‍‌ است و ميراث اجراء مى‌شود و زناشوئى روا است و اتفاق دارند بر نماز و زكاة و روزه و حج و به همين جهت از كفر بيرونند و به ايمان نسبت دارند اسلام شريك و ملازم ايمان نيست ولى ايمان شريك و ملازم اسلام است و اين هر دو در گفتار و كردار با هم جمع مى‌شوند چنانچه خانۀ كعبه در مسجد است ولى همه مسجد در خانۀ كعبه نيست و همچنين ايمان شريك و ملازم اسلام و در حريم اسلام است ولى اسلام شريك و ملازم ايمان نيست و خدا عز و جل هم فرموده است(14 سوره حجرات):«اعراب گفتند ما ايمان آورديم بگو ايمان نياورديد بگوئيد مسلمان شديم و هنوز ايمان در دلتان در نيامده است» فرموده:خدا عز و جل راست‌ترين گفتار است،گفتم:آيا براى مؤمن فضلى است بر مسلم در چيزى از فضائل و احكام و حدود و جز آنها؟فرمود:نه،آنها در اين باره يكسانند ولى مؤمن به مسلم برترى دارد در كردارش و تقربى كه به خدا عز و جل جويد،گفتم:مگر نيست كه خدا عز و جل فرمايد(160 سوره انعام):«هر كه حسنه آورده ده برابر دارد»و تو معتقدى كه همه اتفاق دارند بر نماز و زكاة و روزه و حج با مؤمن‌؟ فرمود:مگر نيست كه خدا عز و جل فرمايد(245 سورهبقره):«بيفزايد برايش برابرهاى بسيار»پس مؤمنان باشند كه خدا عز و جل برايشان حسنات را چند برابر كند براى هر حسنه هفتاد برابر،اين است فضل مؤمن و بيفزايد خدا به حسنات او به اندازۀ درجۀ ايمانش برابرهاى بسيار و خدا با مؤمن هر چه خوبى خواهد كند، گفتم:بفرمائيد هر كه در اسلام در آيد،در ايمان وارد نيست‌؟ فرمود:نه،ولى نسبت به ايمان دارد و از كفر رسته است و من براى تو مثلى بياورم كه فضل ايمان را بر اسلام بفهمى،اگر تو ديدى مردى در مسجد الحرام است،گواهى مى‌دهى كه او را در خانۀ كعبه ديدى‌؟گفتم:اين براى من جائز نيست،فرمود:اگر مردى را در خانۀ كعبه ديدى،گواهى دهى كه وارد مسجد الحرام شده‌؟ گفتم:آرى،فرمود:اين چگونه است‌؟گفتم:او نتواند وارد كعبه شود تا در مسجد در آيد،فرمود:درست فهميدى و خوب گفتى، سپس فرمود:ايمان و اسلام هم چنين است.

divider

اصول کافی / ترجمه آیت اللهی ;  ج ۳  ص ۷۷

5-حمرا بن اعين گويد:شنيدم امام باقر عليه السّلام مى‌فرمود:
ايمان چيزى است كه در دل قرار مى‌گيرد و بنده را به خداى عز و جل مى‌كشاند و اطاعت و تسليم فرمان خداوند در او باشد و اسلام گفتار و كردار ظاهر است كه همه مسلمانان برآنند از همۀ دستجات و مسلمين و به وسيلۀ همين اسلام ظاهرى است كه جان‌ها محفوظ‍‌ و ميراث تقسيم و زناشويى برپا مى‌گردد و همه اتفاق دارند بر نماز و زكات و روزه و حج به همين جهت از كفر بيرونند و به ايمان نسبت دارند
اسلام شريك و ملازم ايمان نيست ولى ايمان شريك و ملازم اسلام است و اين هردو در گفتار و كردار باهم جمع مى‌شوند چنانچه خانۀ كعبه در مسجد است ولى همه مسجد در خانۀ كعبه نيست
و همچنين ايمان شريك و ملازم اسلام و در حريم اسلام است ولى اسلام شريك و ملازم ايمان نيست و خداى عزّ و جلّ‌ هم فرموده است: «اعراب گفتند ما ايمان آورديم بگو ايمان نياورديد بگوييد مسلمان شديم و هنوز ايمان در دلتان جاى نگرفته است(هجرات/14)فرمود:كلام خداوند راست‌ترين گفتار است،
گفتم:آيا مؤمن برترى دارد بر مسلمان در چيزى از فضائل و احكام و حدود و غير آنها؟
فرمود:نه،آنها در اين باره يكسانند ولى مؤمن به مسلم برترى دارد در كردار و رفتار و نزديك شدن به خداوند،گفتم:مگر همين نيست كه خداى عزّ و جلّ‌ فرمايد:«هركه حسنه آورده ده برابر دارد»و تو معتقدى كه همه اتفاق دارند بر نماز و زكات و روزه و حج با مؤمن‌؟
فرمود:مگر نيست كه خداى عز و جل فرمايد:«خداوند چندين برابر بر او بيفزايد»پس مؤمنان باشند كه خداى عز و جل برايشان حسنات را چند برابر كند براى هر حسنه هفتاد برابر،اين است فضل مؤمن و خداوند به اندازۀ درستى ايمانش حسنات او را چند برابر كند و خداوند با مؤمن هر چه خواهد خوبى مى‌كند گفتم:بفرماييد هركس مسلمان شود مگر نه اين است كه در ايمان هم وارد شده است‌؟
فرمود:نه،ولى منسوب به ايمان شده و از كفر خارج گشته است اكنون براى تو مثلى بياورم كه فضل ايمان را در اسلام بفهمى.
اگر ديدى مردى در مسجدالحرام است،آيا گواهى مى‌دهى كه او را در كعبه ديده‌اى‌؟گفتم:اين شهادت برايم روا و جايز نيست،فرمود:اگر مردى را در خانۀ كعبه ديدى،آيا گواهى مى‌دهى كه وارد مسجدالحرام شده‌؟گفتم:آرى،فرمود:اين چگونه است‌؟گفتم:او نتواند وارد كعبه شود تا در مسجد درآيد،فرمود:درست فهميدى و خوب گفتى،سپس فرمود:ايمان و اسلام هم چنين است.

divider