شناسه حدیث :  ۱۰۴۷۹۳

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۳۷  

عنوان باب :   الجزء الأول كِتَابُ اَلْحُجَّةِ بَابٌ فِي اَلْغَيْبَةِ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُوسَى اَلْخَشَّابِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ لِلْغُلاَمِ غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ يَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُرَارَةُ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ اَلَّذِي يُشَكُّ فِي وِلاَدَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلاَ خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِيهِ بِسَنَتَيْنِ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ غَيْرَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ أَنْ يَمْتَحِنَ اَلشِّيعَةَ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَرْتَابُ اَلْمُبْطِلُونَ يَا زُرَارَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ اَلزَّمَانَ أَيَّ شَيْءٍ أَعْمَلُ قَالَ يَا زُرَارَةُ إِذَا أَدْرَكْتَ هَذَا اَلزَّمَانَ فَادْعُ بِهَذَا اَلدُّعَاءِ اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي ثُمَّ قَالَ يَا زُرَارَةُ لاَ بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلاَمٍ بِالْمَدِينَةِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَيْسَ يَقْتُلُهُ جَيْشُ اَلسُّفْيَانِيِّ قَالَ لاَ وَ لَكِنْ يَقْتُلُهُ جَيْشُ آلِ بَنِي فُلاَنٍ يَجِيءُ حَتَّى يَدْخُلَ اَلْمَدِينَةَ فَيَأْخُذُ اَلْغُلاَمَ فَيَقْتُلُهُ فَإِذَا قَتَلَهُ بَغْياً وَ عُدْوَاناً وَ ظُلْماً لاَ يُمْهَلُونَ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَوَقُّعُ اَلْفَرَجِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ .
زبان ترجمه:

اصول کافی / ترجمه مصطفوی ;  ج ۲  ص ۱۳۵

زراره گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: براى آن جوان پيش از آنكه قيام كند، غيبتى است عرضكردم: چرا؟ فرمود: ميترسد - و با دست اشاره بشكم خود كرد-(يعنى ميترسد شكمش را پاره كنند) سپس فرمود: اى زراره! اوست كه چشم براهش باشند، و اوست كه در ولادتش ترديد شود: برخى گويند: پدرش بدون فرزند مرد، و برخى گويند: در شكم مادر بود (كه پدرش وفات يافت و سپس هم بدنيا نيا؟؟ مد) و برخى گويند: دو سال پيش از وفات پدرش متولد شد و اوست كه در انتظارش باشند ولى خداى عز و جل دوست دارد شيعه را بيازمايد» در زمان (غيبت) است اى زراره كه اهل باطل شك ميكنند، زراره گويد: من عرضكردم، قربانت، اگر من بآن زمان رسيدم چكار كنم‌؟ فرمود: اى زراره: اگر بآن زمان رسيدى، با اين دعا از خدا بخواه:«خدايا خودت را بمن بشناسان، زيرا اگر تو خودت را بمن نشناسانى، من رسولت را نشناسم (براى اينكه هر كس خدا را شناخت، بر او لازم ميداند، كه از راه لطف بندگانش را هدايت كند و كسى كه خدا را نشناخت، فرستاده او را هم نميشناسد) خدايا تو پيغمبرت را بمن بشناسان، زيرا اگر تو پيغمبرت را بمن نشناسانى، من حجت ترا نشناسم (براى اينكه امام جانشين پيغمبر و دست نشانده او بدستور خداست و مقام و ارزش جانشين مربوط‍‌ بمقام و ارزش جانشين گذار است از اين جهت شيعه ميگويد: امام بايد از لحاظ‍‌ علم و عمل و اخلاق و عصمت مانند پيغمبر باشد) خدايا حجت خود را بمن بشناسان، زيرا اگر تو حجتت را بمن نشناسانى، از طريق دينم گمراه ميشوم. سپس فرمود: اى زراره! بناچار جوانى در مدينه كشته مى‌شود، عرضكردم: قربانت، مگر لشكر سفيانى او را نميكشند؟ فرمود: نه، بلكه او را لشكر آل بنى فلان بكشند، آن لشكر مى‌آيد تا وارد مدينه مى‌شود و آن جوان را ميگيرد و ميكشد، پس چون او را از روى سركشى و جور و ستم بكشد، مهلتشان بسر آيد، در آن هنگام اميد فرج داشته باش ان شاء اللّٰه (مقصود از اين جوان گويا همان نفس زكيه است. كه در علائم ظهور روايت شده است).

divider

اصول كافى / ترجمه كمره اى ;  ج ۲  ص ۵۶۳

5-زراره گويد:از امام صادق(عليه السّلام)شنيدم مى‌فرمود:براى آن پسر بچه،پيش از قيام و ظهورش غيبتى بايست،گويد:گفتم: چرا؟فرمود:بيم دارد،و به شكم خود اشاره كرد،سپس فرمود:اى زراره او است كه انتظارش را بايد كشيد،او است كه در ولادتش ترديد شود،برخى گويند پدرش بى‌جانشين مرد،برخى گويند در شكم مادر بود كه پدرش مرد،برخى گويند دو سال پيش از مرگ پدر به دنيا آمد،او است منتظر،جز اين كه خدا عز و جل دوست دارد شيعه را بيازمايد،در اين جا است اى زراره كه باطل خواهان به شك اندر شوند،گويد:گفتم:قربانت،اگر به اين دوره رسيدم چه بايد كرد؟فرمود:اى زراره وقتى به اين دوره رسيدى،اين دعا را بخوان:«بار خدايا خودت را به من بشناسان زيرا تو اگر خود را به من نشناسانى،من رسولت را نشناسم،بار خدايا رسول خود را به من بشناسان زيرا اگر تو رسول خود را به من نشناسانى حجت تو را نشناسم،بار خدايا حجت خود را به من بشناسان زيرا اگر تو حجت خود را به من نشناسانى از دينم به در شوم و گمراه گردم». سپس فرمود:اى زراره به ناچار بايد در مدينه پسر بچه‌اى كشته شود،گفتم:قربانت،همان نيست كه قشون سفيانى او را بكشند؟فرمود:نه،ولى قشون آل بنى فلان او را بكشند،بيايد تا در مدينه در آيد و آن پسر بچه را بگيرد و بكشد،چون از راه خود سرى و عدوان و ستم او را بكشد ديگر مهلتشان به سر آيد،در اين هنگام توقع فرج داشته باش ان شاء الله.

divider

اصول کافی / ترجمه آیت اللهی ;  ج ۲  ص ۱۳۱

5-زراره گويد:از امام صادق عليه السّلام شنيدم مى‌فرمود:براى آن پسربچه،پيش از قيام و ظهورش غيبتى است،گويد:گفتم:چرا؟فرمود:بيم دارد،و به شكم خود اشاره كرد،سپس فرمود:اى زراره اوست كه انتظارش را بايد كشيد،اوست كه در ولادتش ترديد شود،برخى گويند پدرش بى جانشين مرد،برخى گويند در شكم مادر بود كه پدرش مرد،برخى گويند دو سال پيش از مرگ پدر به دنيا آمد،اوست منتظر،جز اين‌كه خداى عز و جل دوست دارد شيعه را بيازمايد،در اين‌جا است اى زراره شيعيان دچار شك و ترديد شوند گفتم:قربانت،اگر به اين دوره رسيدم بايد چه كنم‌؟فرمود:اى زراره وقتى به اين دوره رسيدى،اين دعا را بخوان:«بار خدايا خودت را به من بشناسان زيرا تو اگر خود را به من نشناسانى،من رسولت را نشناسم،خدايا رسول خود را به من بشناسان زيرا اگر تو رسول خود را به من نشناسانى حجت تو را نشناسم،خدايا حجت خود را به من بشناسان زيرا اگر تو حجت خود را به من نشناسانى از دينم خارج شوم و گمراه گردم».
سپس فرمود:اى زراره به ناچار در مدينه جوانى كشته شود،گفتم: قربانت گردم اين،همان نيست كه قشون سفيانى او را بكشند؟فرمود:نه،ولى قشون آل بنى فلان او را بكشند،بيايد تا به مدينه وارد شود و آن پسربچه را بگيرد و بكشد،چون از راه خودسرى و عدوان و ستم او را بكشد ديگر مهلتشان به سر آيد،در اين هنگام توقع فرج داشته باش انشاء اللّه.
(شايد مرد از اين جوان همان نفس زكيّه است كه در روايات مربوط‍‌ به علائم ظهور حضرت آمده است.)

divider