شناسه حدیث :  ۱۰۴۶۸۲

  |  

نشانی :  الکافي  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۰۰  

عنوان باب :   الجزء الأول كِتَابُ اَلْحُجَّةِ بَابُ اَلْإِشَارَةِ وَ اَلنَّصِّ عَلَى اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ اَلدَّيْلَمِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا حَضَرَتِ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْوَفَاةُ قَالَ يَا قَنْبَرُ اُنْظُرْ هَلْ تَرَى مِنْ وَرَاءِ بَابِكَ مُؤْمِناً مِنْ غَيْرِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ اَللَّهُ تَعَالَى وَ رَسُولُهُ وَ اِبْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي قَالَ اُدْعُ لِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَأَتَيْتُهُ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ هَلْ حَدَثَ إِلاَّ خَيْرٌ قُلْتُ أَجِبْ أَبَا مُحَمَّدٍ فَعَجَّلَ عَلَى شِسْعِ نَعْلِهِ فَلَمْ يُسَوِّهِ وَ خَرَجَ مَعِي يَعْدُو فَلَمَّا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ سَلَّمَ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اِجْلِسْ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِثْلُكَ يَغِيبُ عَنْ سَمَاعِ كَلاَمٍ يَحْيَا بِهِ اَلْأَمْوَاتُ وَ يَمُوتُ بِهِ اَلْأَحْيَاءُ كُونُوا أَوْعِيَةَ اَلْعِلْمِ وَ مَصَابِيحَ اَلْهُدَى فَإِنَّ ضَوْءَ اَلنَّهَارِ بَعْضُهُ أَضْوَأُ مِنْ بَعْضٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اَللَّهَ جَعَلَ وُلْدَ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَئِمَّةً وَ فَضَّلَ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ آتَى « دٰاوُدَ زَبُوراً » وَ قَدْ عَلِمْتَ بِمَا اِسْتَأْثَرَ بِهِ مُحَمَّداً صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ اَلْحَسَدَ وَ إِنَّمَا وَصَفَ اَللَّهُ بِهِ اَلْكَافِرِينَ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «كُفّٰاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَيَّنَ لَهُمُ اَلْحَقُّ » وَ لَمْ يَجْعَلِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلشَّيْطَانِ عَلَيْكَ سُلْطَاناً يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَ لاَ أُخْبِرُكَ بِمَا سَمِعْتُ مِنْ أَبِيكَ فِيكَ قَالَ بَلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَاكَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ يَوْمَ اَلْبَصْرَةِ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَبَرَّنِي فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ فَلْيَبَرَّ مُحَمَّداً وَلَدِي يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَكَ وَ أَنْتَ نُطْفَةٌ فِي ظَهْرِ أَبِيكَ لَأَخْبَرْتُكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بَعْدَ وَفَاةِ نَفْسِي وَ مُفَارَقَةِ رُوحِي جِسْمِي إِمَامٌ مِنْ بَعْدِي وَ عِنْدَ اَللَّهِ جَلَّ اِسْمُهُ فِي اَلْكِتَابِ وِرَاثَةً مِنَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَضَافَهَا اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِي وِرَاثَةِ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ فَعَلِمَ اَللَّهُ أَنَّكُمْ خِيَرَةُ خَلْقِهِ فَاصْطَفَى مِنْكُمْ مُحَمَّداً صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اِخْتَارَ مُحَمَّدٌ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِخْتَارَنِي عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِالْإِمَامَةِ وَ اِخْتَرْتُ أَنَا اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ أَنْتَ إِمَامٌ وَ أَنْتَ وَسِيلَتِي إِلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ نَفْسِي ذَهَبَتْ قَبْلَ أَنْ أَسْمَعَ مِنْكَ هَذَا اَلْكَلاَمَ أَلاَ وَ إِنَّ فِي رَأْسِي كَلاَماً لاَ تَنْزِفُهُ اَلدِّلاَءُ وَ لاَ تُغَيِّرُهُ نَغْمَةُ اَلرِّيَاحِ كَالْكِتَابِ اَلْمُعْجَمِ فِي اَلرَّقِّ اَلْمُنَمْنَمِ أَهُمُّ بِإِبْدَائِهِ فَأَجِدُنِي سُبِقْتُ إِلَيْهِ سَبْقَ اَلْكِتَابِ اَلْمُنْزَلِ أَوْ مَا جَاءَتْ بِهِ اَلرُّسُلُ وَ إِنَّهُ لَكَلاَمٌ يَكِلُّ بِهِ لِسَانُ اَلنَّاطِقِ وَ يَدُ اَلْكَاتِبِ حَتَّى لاَ يَجِدَ قَلَماً وَ يُؤْتَوْا بِالْقِرْطَاسِ حُمَماً فَلاَ يَبْلُغُ إِلَى فَضْلِكَ وَ كَذَلِكَ يَجْزِي اَللَّهُ اَلْمُحْسِنِينَ وَ «لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ» ، - اَلْحُسَيْنُ أَعْلَمُنَا عِلْماً وَ أَثْقَلُنَا حِلْماً وَ أَقْرَبُنَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَحِماً كَانَ فَقِيهاً قَبْلَ أَنْ يُخْلَقَ وَ قَرَأَ اَلْوَحْيَ قَبْلَ أَنْ يَنْطِقَ وَ لَوْ عَلِمَ اَللَّهُ فِي أَحَدٍ خَيْراً مَا اِصْطَفَى مُحَمَّداً صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَلَمَّا اِخْتَارَ اَللَّهُ مُحَمَّداً وَ اِخْتَارَ مُحَمَّدٌ عَلِيّاً وَ اِخْتَارَكَ عَلِيٌّ إِمَاماً وَ اِخْتَرْتَ اَلْحُسَيْنَ سَلَّمْنَا وَ رَضِينَا مَنْ هُوَ بِغَيْرِهِ يَرْضَى وَ مَنْ غَيْرُهُ كُنَّا نَسْلَمُ بِهِ مِنْ مُشْكِلاَتِ أَمْرِنَا.
زبان ترجمه:

اصول کافی / ترجمه مصطفوی ;  ج ۲  ص ۷۳

امام صادق عليه السلام فرمود: چون وفات حسن بن على عليهما السلام فرا رسيد بقنبر فرمود: اى قنبر! ببين پشت در، مؤمنى از غير آل محمد عليهم السلام هست‌؟ عرضكرد: خداى تعالى و پيغمبر و پسر پيغمبرش آن را از من بهتر ميدانند. فرمود: محمد بن على را (كه مادرش حنفيه است) نزد من آور (پس مقصود از سؤال كردن حضرت اين بود كه بقنبر بفرمايد: من ميدانم كسى جز محمد بن حنفيه آنجا نيست، او را بياور و گفته‌اند مقصودش از مؤمن عزرائيل است، زيرا او بر در خانه ائمه اجازه ميگرفت) قنبر گويد: من نزدش رفتم، چون وارد شدم، گفت: اميدوارم جز خير پيش نيامده باشد. عرضكردم: ابا محمد را اجابت كن (كه ترا ميخواند) او با شتاب بدون اينكه بند كفش خود را به بندد با من دويد، چون مقابل امام رسيد سلام كرد. حسن بن على عليهما السلام باو فرمود: بنشين كه مانند تو شخصى نبايد از شنيدن سخنى كه سبب زنده شدن مردگان و مردن زنده‌ها مى‌شود، غايب باشد (آن سخن وصيت آخر عمر من است كه دلهاى مرده را زنده ميكند و هر زنده‌اى كه آن را نپذيرد، در شمار مردگان آيد). شما بايد گنجينه علم و چراغ هدايت باشيد، زيرا برخى از نور خورشيد از برخ ديگرش تابان‌تر است (پس اگر چه تو هم برادر من و حسينى، اما بدان كه من و او نور تابنده‌تر خورشيد وجود پدريم، با آنكه اگر چه همه بشر از يك اصلند ولى تو بواسطه انتسابت بعلى عليه السلام بايد علم و كمالت از مردم ديگر تابنده‌تر باشد) مگر نميدانى كه خدا فرزندان ابراهيم را امام قرار داد ولى بعضى را بر بعض ديگر فضيلت بخشيد و بداود عليه السلام زبور را داد، در صورتى كه ميدانى محمد صلّى اللّٰه عليه و آله را بچه امتيازى برگزيد (قرآن را باو فرستاد و او را باستوارى بر خلق عظيم ستود). اى محمد بن على! من از حسد تو ميترسم [من از حسد تو نمى‌ترسم - بنسخه اعلام الورى-] زيرا خدا كافران را بآن وصف كرده و فرموده است (بسيارى از اهل كتاب ميخواهند) با وجود اينكه حق بر آنها روشن شده بسبب حسدى كه در دل خود دارند، شما را بكفر برگردانند-109 سوره 2-» در صورتى كه خداى عز و جل شيطان را بر تو مسلط‍‌ نساخته است اى محمد بن على! نميخواهى آنچه را از پدرت در باره تو شنيده‌ام بتو بگويم‌؟ گفت: چرا، فرمود: شنيدم پدرت عليه السلام روز جنگ بصره (جنگ جمل) ميفرمود: كسى كه ميخواهد در دنيا و آخرت بمن نيكى كند، بايد بپسرم محمد نيكى كند. اى محمد بن على اگر بخواهم بتو خير دهم از زمانى كه نطفه‌اى بودى در پشت پدرت خبر ميدهم. اى محمد بن على! نميدانى كه حسين بن على عليهما السلام بعد از وفات من و بعد از جدائى روحم از پيكرم، امام پس از من است و نزد خداى جل اسمه - امامت بنام او در كتاب (لوح محفوظ‍‌ يا قرآن يا وصيتنامه ثبت است، امامت او از راه وراثت پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله كه خداى عز و جل آن وراثت را بوراثت از پدر و مادرش هم افزوده ميباشد، خدا دانست كه شما خانواده بهترين خلق او هستيد، لذا محمد صلّى اللّٰه عليه و آله را از ميان شما برگزيد و محمد على عليه السلام را انتخاب كرد و على عليه السلام مرا بامامت برگزيد و من حسين عليه السلام را برگزيدم. محمد بن على عليه السلام عرضكرد: تو امامى و تو واسطه ميان من و محمدى صلّى اللّٰه عليه و آله، بخدا من دوست داشتم كه پيش از آنكه اين سخن را از تو بشنوم مرده باشم، همانا در سرم سخنى است كه دلوها نتوانند همه آن را بكشند (آنقدر از فضيلت شما در خاطر دارم كه بوصف در نيايد) و ترانه و آهنگ بادها دگرگونش نسازد (ياوه‌گوئيهاى دشمنان عقيده مرا نسبت بشما سست نكند) آنها مانند نوشته سر بمهريستكه ورقش مزين و منقوش است، مى‌خواهم اظهارش كنم ولى مى‌بينم كتاب منزل خدا (قرآن) و كتب ديگرى كه پيغمبران آورده‌اند، بر من پيشى گرفته‌اند، و آن سخنى است كه زبان هر گوينده و دست هر نويسنده از اداى آن عاجز است تا آنجا كه قلمها تمام شود و كاغذها سياه شود و باز هم فضيلت شما بآخر نرسد، خدا نيكوكاران را چنين جزا ميدهد و هيچ نيروئى جز از خدا نيست. حسين از همه ما داناتر و از لحاظ‍‌ خويشتن‌دارى سنگين‌تر و از جهت قرابت برسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله نزديكتر است او پيش از خلقتش فقيه بوده (يعنى خدا روحش را پيش از تعلق ببدن عالم و بلكه معلم ملائكه ساخت) و پيش از آنكه زبان باز كند وحى خدا را خوانده است و اگر خدا در شخص ديگرى خيرى ميدانست، محمد (صلّى الله عليه و آله) را بر نمى‌گزيد، پس چون خدا محمد صلّى اللّٰه عليه و آله را برگزيد؛ و محمد على را انتخاب كرد و على شما را بامامت برگزيد و شما حسين را، ما تسليم شديم و رضا داديم، كيست كه بغير آن رضا دهد؟ و كيست جز او كه در كارهاى مشكل خويش تسليمش شويم‌؟!!

divider

اصول كافى / ترجمه كمره اى ;  ج ۲  ص ۴۴۳

2-امام صادق(عليه السّلام)فرمود:چون مرگ حسن بن على فرا رسيد،فرمود:اى قنبر،ببين بر در خانه مؤمنى جز از آل محمد(صلّى الله عليه و آله) هست‌؟گفت:خدا و رسولش و زادۀ رسولش از من داناترند،فرمود: محمد بن على را نزد من دعوت كن،من خدمت او شتافتم،فرمود: پيشامدى شده است‌؟گفتم:به زودى ابو محمد را اجابت كن،او بند نعل خود را نبسته شتافت و با من مى‌دويد،و چون نزد آن حضرت رسيد،سلام داد،امام حسن(عليه السّلام)به او فرمود:بنشين كه مانند تو كسى نبايد از شنيدن سخنى كه مرده را زنده مى‌كند و زنده‌ها بدان بميرند غايب باشد. «شماها همه بايد معدن علم و چراغ هدايت باشيد،و با اين حال محقق است كه موجهاى تابان روز روشن با هم تفاوت دارند و بعضى از بعضى روشنتر و تابنده‌ترند،نمى‌دانى كه خداوند فرزندان ابراهيم(عليه السّلام)را ائمه نمود و با اين حال بعضى را برتر از بعضى ساخت به داود همان زبور را داد و مى‌دانى كه محمد(صلّى الله عليه و آله) را به چه فضيلتىمخصوص كرد. اى محمد بن على(عليهما السّلام)من از حسد بر تو نگرانم،خدا آن را صفت كفار دانسته و فرموده عز و جل(109 سوره بقره):«كفار حسود از جانب خود پس از آن كه حق بر آنها آشكار شد»،اى محمد: مبادا خداوند عز و جل شيطان را بر تو مسلط‍‌ كند،اى محمد بن على،من خبر ندهم از آنچه از زبان پدرت در بارۀ تو شنيدم‌؟گفت چرا،فرمود:روز جنگ بصره مى‌فرمود:هر كه دوست دارد در دنيا و آخرت به من نيكى كند بايد به فرزندم محمد نيكى كند،اى محمد،اگر بخواهم به تو خبر دهم از زمانى كه نطفه‌اى بودى در بهشت پدر مى‌توانم خبر داد. اى محمد بن على كه حسين بن على(عليهما السّلام)بعد از آنكه جان من رفت و روح از تنم جدا شد،امام بعد از من است و نام او به امامت نزد خدا جلّ‌ اسمه در كتاب ثبت است،امامت او به وراثت مستقيم از پيغمبر است به اضافه‌اى از طرف خدا كه وراثت از پدر و مادرش باشد،خدا دانست كه شما بهترين خلق او هستيد،محمد را از ميان شما برگزيد و محمد،على را برگزيد براى امامت و على(عليه السّلام)هم مرا برگزيد براى امامت و من هم حسين(عليه السّلام)را انتخاب كردم». محمد بن على در پاسخ او گفت:تو امامى و تو وسيلۀ منى در حضور محمد(صلّى الله عليه و آله) به خدا دوست داشتم پيش از آن كه اين سخن را از شما شنيده باشم مرده بودم،هلا در مغز من سخنى است كه دلوها نتوانند آن را تا ته بكشد و بادهاى تند نتوانند دگرگونش سازند چون نوشتۀ نقطه دارى در برگ كاغذ مزيّنى نقش شده و من آهنگ اظهار آن داشتم و دريافتم كه كتاب منزل خدا در آن بر من پيشى گرفته و هم آنچه رسولان خدا آورنده‌اند،آن سخنى است كه زبانگوينده بدان بند آيد و دست نويسنده در آن درماند تا به جايى كه از بس مفصل قلم ناياب گردد و به جاى كاغذ سفيد كه به آخر رسيده برگۀ سياه بياورند و باز هم حق فضل تو ادا نشده باشد و همچنين خداوند پاداش نيكوكاران دهد و لا قوة الا بالله. حسين از ما همه داناتر و بردبارتر و به رسول خدا(صلّى الله عليه و آله) نزديكتر است،او پيش از آفرينش،فقيه بوده و قبل از آنكه زبان باز كند وحى الهى را خوانده است،اگر خدا كسى را بهتر مى‌دانست محمد(صلّى الله عليه و آله) را بر نمى‌گزيد و محمد(صلّى الله عليه و آله) على(عليه السّلام)را انتخاب كرد و على تو را به امامت بر نشاند و تو حسين(عليه السّلام)را شايسته دانستى و انتخاب كردى،ما پذيرفتيم و پسنديديم،كيست كه به غير او رضا دهد(آن كسى كه اگر به جاى او ديگرى را هم تو معين مى‌كردى راضى بوديم و در مشكلات امور خود بدو تسليم مى‌شديم خ ل)و كيست جز او كه در مشكلات امور خود بدو تسليم شويم.

divider

اصول کافی / ترجمه آیت اللهی ;  ج ۲  ص ۷

2-امام صادق عليه السّلام فرمود:چون مرگ حسن بن على فرارسيد،
فرمود:اى قنبر،ببين بر در خانۀ مؤمنى جز از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله هست‌؟
گفت:خدا و رسولش و زادۀ رسولش از من داناترند،
فرمود:محمد بن على را نزد من دعوت كن،من خدمت او شتافتم، فرمود:پيشامدى شده است‌؟
گفتم:زود ابو محمد را اجابت كن،او بند نعل خود را نبسته شتافت و با من مى‌دويد،و چون نزد آن حضرت رسيد،سلام داد،امام حسن عليه السّلام به او فرمود:بنشين كه مانند تو كسى نبايد از شنيدن سخنى كه مرده را زنده مى‌كند و زنده‌ها بدان بميرند غايب باشد.
متن وصيت امام حسن عليه السّلام «شماها همه بايد معدن علم و چراغ هدايت باشيد،و با اين حال محقق است كه موجهاى تابان روز روشن باهم تفاوت دارند و بعضى از بعضى روشنتر و تابنده‌ترند،نمى‌دانى كه خداوند فرزندان ابراهيم عليه السّلام را ائمه نمود و با اين حال بعضى را برتر از بعضى ساخت به داود همان زبور را داد و مى‌دانى كه به محمد صلّى اللّه عليه و آله چه فضيلتى ويژه‌اى دارد.
اى محمد بن على عليه السّلام من از حسد بر تو نگرانم،خدا آن را صفت كفار دانسته و فرموده:
(بسيارى از اهل كتاب مى‌خواهند)با اينكه حق بر آنها آشكار شده بخاطر حسدى كه در دل دارند شما را به كفر برگردانند(بقره/109)
اى محمد:مبادا خداوند عز و جل شيطان را بر تو مسلط‍‌ كند،اى محمد بن على آيا نمى‌خواهى از آنچه كه از پدرت شنيدم برايت بگويم‌؟
گفت:چرا،فرمود:شنيدم پدرت عليه السّلام روز جنگ بصره(جنگ جمل) مى‌فرمود:هركه دوست دارد در دنيا و آخرت به من نيكى كند بايد به فرزندم محمد نيكى كند،اى محمد،اگر بخواهم مى‌توانم به تو خبر دهم از زمانى كه نطفه‌اى در پشت پدرت بودى.
اى محمد بن على نمى‌دانى كه حسين بن على عليه السّلام بعد از وفات من و جدائى روح از بدنم امام بعد از من است و نام او به امامت نزد خدا جلّ‌ اسمه در كتاب(لوح محفوظ‍‌)ثبت است،امامت او به وراثت مستقيما از طرف پيامبر است به اضافه وراثتى كه از پدر و مادرش دارد،خدا دانست كه شما بهترين خلق او هستيد،محمد را از ميان شما برگزيد و محمد، على را براى امامت و على عليه السّلام هم مرا برگزيد و من هم حسين عليه السّلام را انتخاب كردم».
محمد بن على در پاسخ او گفت:تو امامى و تو وسيلۀ منى در حضور محمد صلّى اللّه عليه و آله به خدا دوست داشتم پيش از آن‌كه اين سخن را از شما بشنوم مرده بودم،همانا در مغز من سخنى است كه دلوها نتوانند آن را تا آخر بكشند(از فضيلت شما آنقدر مطالب را در دل دارم كه به توصيف نيايد) و با دهان تند نتوانند دگرگونش سازند چون نوشتۀ نقطه‌دارى در برگ كاغذ مزيّنى نقش شده و من آهنگ اظهار آن را داشتم و دريافتم كه كتاب منزل خدا(قرآن)در آن بر من پيشى گرفته و هم آن‌چه رسولان خدا آورده‌اند،آن سخنى است كه زبان گوينده بدان بند آيد و دست نويسنده در آن درماند و به جاى كاغذ سفيد كه به آخر رسيده برگۀ سياه بياورند و باز هم حق برترى تو ادا نشده باشد و همچنين خداوند پاداش نيكوكاران دهد و لا قوة الا باللّه.
حسين از همه ما داناتر و بردبارتر و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزديكتر است،او پيش از آفرينش،فقيه بوده و قبل از آنكه زبان باز كند وحى الهى را خوانده است،
اگر خدا كسى را بهتر مى‌دانست محمد صلّى اللّه عليه و آله را برنمى‌گزيد و محمد صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را انتخاب كرد و على تو را به امامت رساند و تو حسين عليه السّلام را شايسته دانستى و انتخاب كردى،ما پذيرفتيم و پسنديديم،كيست كه به غير او رضا دهد و كيست جز او كه در مشكلات امور خود، تسليم او شويم.
***

divider