شناسه حدیث :  ۱۰۲۱۳۲

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۳  ,  صفحه۳۲۹  

عنوان باب :   الجزء الثالث كِتَابُ اَلْمَعِيشَةِ بَابُ اَلصَّيْدِ وَ اَلذَّبَائِحِ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ سَأَلَهُ اَلْحَلَبِيُّ : عَنْ ذَبِيحَةِ اَلْمُرْجِئِ وَ اَلْحَرُورِيِّ قَالَ فَقَالَ «كُلْ وَ قِرَّ وَ اِسْتَقِرَّ حَتَّى يَكُونَ مَا يَكُونُ » .
زبان ترجمه:

من لا یحضره الفقیه / ترجمه بلاغی و غفاری ;  ج ۴  ص ۴۵۳

4179 - و حلبى از آن حضرت عليه السّلام از ذبيحۀ مرجى و حرورى سؤال كرد، فرمود: ناراحت مباش آنها را بحساب مسلمان بگذار و ذبيحۀ آنان را حلال بدان تا زمانى كه دولت حقّ‌ روى كار آيد، و در بعضى نسخ «و أقر و استقر». آمده يعنى از طعامشان بخور و آنها را از طعام خود بده، مهمانشان كن و به مهمانى ايشان برو تا وقتى دولت حقّ‌ روى كار آيد. شرح:«مرجى نسبتش به مرجئه است كه طايفه‌اى از عوام و منحرفين آن زمان بودند و عقيده داشتند كه با ايمان هيچ معصيتى ضرر نمى‌رساند و با كفر هيچ طاعتى، و آنان كسانى هستند كه قائلند به اينكه هر كس اظهار اسلام كند و به قبلۀ مسلمانان نماز خواند مؤمن است و هر فسق و يا گناهى مرتكب شود هر چند بزرگ باشد به ايمان او ضرر نمى‌رساند چنان كه اگر اظهار اسلام نكرده باشد هيچ طاعتى به او فايده نمى‌بخشد، روى اين اعتقاد كسانى را كه در صدر اسلام پس از پيامبر مكرّم اسلام صلّى اللّٰه عليه و آله مرتكب جناياتى شده بودند مؤمن كامل مى‌دانستند و راجع به گناهشان مى‌گفتند بما ربطى ندارد و امر آن را به قيامت موكول مى‌كنيم تا خداوند در بارۀ آنها چه حكم فرمايد و هيچ مسلمانى حقّ‌ ندارد بد آنها را بگويد و نفرينشان كند و از رحمت خدا دورشان بداند، بلكه بايد صبر كند و امر را به تأخير اندازد تا قيامت. و بنظر راقم اين حروف اين مذهب را طرفداران سياست ضدّ علوى اختراع كردند تا با اين عقيده از اعتراضات و اشكالاتى كه هشياران امّت به جنايات و كارهاى زشت بعض صحابه و صحابيّات مى‌كردند جلوگيرى كنند و تنها براى بستن زبان آزادمنشان و خفه كردن آنها و غافل نمودن مردم ساده و كم عقل بود، تا ديگر كسى نگويد فلان صحابى چرا فلان عمل خلاف را انجام داد و فلان صحابيّه چرا با آيۀ شريفۀ« وَ قَرْنَ‌ فِي بُيُوتِكُنَّ‌ »احزاب:33 مخالفت كرد و غائله راه انداخت و مردم بسيارى را بكشتن داد، و براى بى‌خبر گزاردن مردم احمق و مقدّس مآب كه غالبا از دين بى‌خبرند اين راه بهترين راهى بود كه شياطين القاء كردند زيرا تا سر حدّ أعلا عوام فريبانه و كارساز بود، مى‌گفتند: رفتگان همه با ايمان كامل از دنيا رفته‌اند و اگر عملى از آنها سر زده كه بر خلاف دستورات خدا بوده آنان را از مقام مؤمن كامل فرود نمى‌آورد و خداوند خود مى‌داند با آنان چه كند و بما مربوط‍‌ نيست، و چون با ايمان كامل از دنيا رفته‌اند عفو الهى همه را شامل خواهد شد و آنان در درجات بهشت با كمال سر بلندى و افتخار مسرورند:« فَهُمْ‌ فِي رَوْضَةٍ‌ يُحْبَرُونَ‌ »روم:15 و نه تنها اين مذهب بلكه تمام مذاهبى كه پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله پديد آمد، انگيزۀ سياسى و يا سياسى اقتصادى داشته است و اگر درست ريشه‌يابى شود صحّت اين گفتار چون آفتاب روشن خواهد گشت. و أمّا حرورّيه، فرقه‌اى از خوارج نهروانند، و اينان پس از واقعۀ صفّين در محلّى بنام حروراء اجتماعى تشكيل دادند و پس از شور، قطعنامه‌اى متضمّن تكفير امير المؤمنين على عليه السّلام و خلع آن حضرت (عليه السّلام) از خلافت و امارت مسلمين صادر كردند، و اينان ريختن خون على عليه السّلام و پيروان آن حضرت را مباح بلكه واجب مى‌شمردند و از شدّت حماقت خود را در اين عقيده مصيب دانسته و به عمل به آن مثاب مى‌دانستند».

divider