شناسه حدیث :  ۱۰۱۱۳۹

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۲  ,  صفحه۵۸۴  

عنوان باب :   الجزء الثاني [كِتَابُ اَلْحَجِّ] بَابُ ثَوَابِ زِيَارَةِ اَلنَّبِيِّ وَ اَلْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ

معصوم :   امام رضا (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ رَوَى اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ رَأَيْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي اَلْمَنَامِ كَأَنَّهُ يَقُولُ لِي «كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا دُفِنَ فِي أَرْضِكُمْ بَضْعَتِي وَ اُسْتُحْفِظْتُمْ وَدِيعَتِي وَ غُيِّبَ فِي ثَرَاكُمْ نَجْمِي» فَقَالَ لَهُ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «أَنَا اَلْمَدْفُونُ فِي أَرْضِكُمْ وَ أَنَا بَضْعَةٌ مِنْ نَبِيِّكُمْ وَ أَنَا اَلْوَدِيعَةُ وَ اَلنَّجْمُ أَلاَ فَمَنْ زَارَنِي وَ هُوَ يَعْرِفُ مَا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ حَقِّي وَ طَاعَتِي فَأَنَا وَ آبَائِي شُفَعَاؤُهُ وَ مَنْ كُنَّا شُفَعَاءَهُ نَجَا وَ لَوْ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ وِزْرِ اَلثَّقَلَيْنِ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ «مَنْ رَآنِي فِي مَنَامِهِ فَقَدْ رَآنِي لِأَنَّ اَلشَّيْطَانَ لاَ يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِي وَ لاَ فِي صُورَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَائِي وَ لاَ فِي صُورَةِ وَاحِدَةٍ مِنْ شِيعَتِهِمْ وَ إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ» » .
زبان شرح:

روضة المتقین ; ج ۵  ص ۳۹۸

«و روى الحسن بن علي بن فضال» في الموثق كالصحيح «عن أبي الحسن (إلى قوله) كأنه» يخاطبني و «يقول لي كيف أنتم» أي كيف يكون حالكم في السعادة أو الشقاوة لو قصرتم في حقوقه «إذا دفن في أرضكم» بضعي أو «بضعتي و استحفظتم وديعتي» أي أطلب منكم أو يطلب الله منكم حفظ‍ وديعتي في تعظيمه و زيارة قبره «و غيب في ثراكم» أي أرضكم «نجمي» فإن أهل البيت بمنزلة النجوم و الإضافة تشريفية أو النجم بمنزلة جزء الشمس في الإضاءة. و تصديقه صلوات الله عليه رؤياه باعتبار أن الشيطان لا يتمثل بصورة النبي صلى الله عليه و آله و سلم و لا بصورة الأئمة عليه السلام و لا بصورة شيعتهم أعم من الصورة الواقعة لهم أو ما يعتقد في الرؤيا أنه صورتهم و إن لم يكن رآهم و لا كان مشابها لصورتهم لأنه إذا لم يكن من الشيطان كان حقا و إن اختلف الصور في الوقائع المختلفة لعموم الأخبار الواردة في هذا الباب و إلى الآن ما سمعنا أن يكون رأى أحد في منامه يأمره بباطل فيمكن أن يكون فرض الباطل محالا كما استشكل بعض أنه يمكن أن يرى في المنام أحدا من الأنبياء أو الأوصياء أنه يأمره بباطل، و أمرهم بباطل محال فيكون الشيطان ممثلا بصورتهم فيأول الخبر بالصورة الواقعية فعلى هذا لا يظهر فائدة هذا الخبر إلا في زمانهم فالظاهر أنه لا يمكن هذا الفرض و لو اتفق أن يأمروا في المنام بشيء علم حرمته لا يجب العمل به بل يحرم لكن هذا الفرض لا يقع. «و إن الرؤيا الصادقة جزء من سبعين جزءا من النبوة» أي أجزائها كثيرة و هذه منها كما روي مستفيضا عن النبي صلى الله عليه و آله و سلم أنه كان يقول كل يوم: هل من مبشرات و يعبرها و يقول إنها من أجزاء النبوة و لكن لا يعرف تعبير الرؤيا إلا الأنبياء و الأوصياء أو من ألهمه الله من أوليائه، فإنه بحر عميق بل جربنا أن لكل نفس تعبير خاص ليس لغيرها.

divider

لوامع صاحبقرانی ; ج ۸  ص ۵۵۷

و به اسانيد صحيحه منقولست از حسن كه شخصى از اهل خراسان عرض نمود به آن حضرت صلوات اللّٰه عليه كه يا ابن رسول اللّٰه در واقعه ديدم حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله را كه گويا بمن مىگويد كه چگونه خواهد بود حال شما هر گاه مدفون شود در زمين شما پاره تن من و به شما سپارند كه حفظ‍ كنيد امانت مرا، و غايب شود در خاك شما ستاره من. و اين عبارت سه احتمال دارد يكى آن كه بشارتى باشد اهل خراسان را به آن كه محل دفن آن حضرت خواهد بود، و اشاره باشد بانكه بعد از وفات آن حضرت تعهد قبر آن حضرت بكنند و در تعظيم آن بكوشند و بدانند كه تعظيم آن حضرت تعظيم رسول حق سبحانه و تعالى است و زيارت آن حضرت زيارت آن حضرتست و استخفاف آن حضرت استخفاف به آن حضرتست، و احتمال ديگر آنست كه حضرت سيد الانبياء تهديد ايشان فرمايد كه بدا حال شما اگر بگذاريد كه آن حضرت را شهيد كنند بلكه مىبايد همگى حفظ‍ آن حضرت حيّا و ميّتا بكنيد، يا آن كه غرض اظهار امامت حضرتست به آن شخص تا سبب هدايت او و ديگران شود و اعم از همه اظهر است، و جواب حضرت نيز مثل رؤياست كه فرمودند كه من مدفون خواهم شد در زمين شما و منم پاره تن رسول خدا و پاره تن برادر و نفس رسول خدا، و منم آن كسى كه امانت حق سبحانه و تعالىام كه بر شما واجب گردانيده است كه حفظ‍ و حمايت و رعايت من كنيد در حيات و بعد از وفات، و منم ستاره كه در احاديث متواتره وارد شده است كه ائمه اهل بيت صلوات اللّٰه عليهم مانند ستارگانند كه هر ستارۀ كه فرو مىرود ستاره ديگر طالع مىشود، و ستارگان سبب بقاى آسمانهاست چون در روز قيامت ستارگان خواهند ريخت و آسمان نيز مطوى خواهد شد، و هم چنين ائمه عشر سبب بقاى آسمانها و زمينهايند و چون همه بروند عالم فاسد مىشود. پس فرمودند كه بتحقيق كه هر كه مرا زيارت كند و داند كه حق سبحانه و تعالى مرا امام واجب الاطاعة عالميان گردانيده است و در اكثر روايات زيارات اين شرط‍ واقع است تا دلالت كند بر آن كه امامت از اصول دين است و كسى كه اصلى از اصول دين را نداند، هيچ عبادتى نافع نيست او را چنانكه مكرر گذشت و در زيارت آن حضرت اين شرط‍ بيشتر واقع است چون جمعى از شيعه از دين برگشتند و فطحى و واقفى شدند و از اين جهت بود كه حق سبحانه و تعالى آن حضرت را چنين كرد كه آمدند در ميان خلايق و معجزات بسيار از آن حضرت صلوات اللّٰه عليه ظاهر شد تا حجت الهى بر همه تمام شد و اعجاز آن حضرت منقطع نشد، و كم سالى است كه معجزات باهره ظاهر نشود حتى بر اهل بلخ و بخارا و سمرقند كه كورهاى مادر زاد و شلها و با بيماريهاى مزمنه شفا مىيابند، و اعجاز آن حضرت اعجاز همه ائمه است صلوات اللّٰه عليهم زيرا كه آن حضرت امامتش موقوفست بر امامت ائمه سابقه و خود بقيه ائمه را بيان مىفرمودند، و هم چنين ائمه بعد از آن حضرت صلوات اللّٰه عليهم نيز ظاهر مىساختند معجزات بسيار از جهة دفع شبهاتى كه در ميان خلايق به همرسيده بود مثل همين راوى كه ابن فضال است او لا قايل بود به امامت عبد اللّٰه افطح با نهايت زهد و ورع و ملازمت حضرت امام رضا و نقل معجزات بسيار از آن حضرت تا در اواخر عمر برگشت، و بسيارى از بزرگان اصحاب حضرت امام جعفر صادق و حضرت امام موسى كاظم صلوات اللّٰه عليهما باين شبهه مبتلا شدند كه ملعونى القاى اين شبهه كرد كه ائمه معصومين صلوات اللّٰه عليهم خلفاى الهىاند و محبوبان حق سبحانه و تعالىاند چون حق سبحانه و تعالى بگذارد كه ظالمان و كافران ايشان را بكشند! البته شبيه ايشان را كشتهاند مثل حضرت عيسى صلوات اللّٰه عليه و هيچ فكر نكردند در احاديث متواتره و آيات بسيار كه هميشه دوستان الهى ممتحن بودند و بلا موكّل است به انبياء و اوصياء و هر كه شباهتش به ايشان بيشتر باشد پس هر كه اشبهه باشد، و از اين جهت بسيارى كه واقفى شده بودند و فطحى به سبب كثرت معجزات كه ديدند برگشتند، و شيطان دشمنى است بزرگ مىبايد كه مؤمنان هميشه متوسل بجناب اقدس الهى باشند و پناه به خداوند خود برند از شر اين دشمن. پس هر كه مرا زيارت كند با ايمان بمن و امام واجب الاطاعه داند مرا و با ايمان به پدرانم كه ايشان را امامان واجب الاطاعه داند من و پدرانم صلوات اللّٰه عليهم همه شفيعان او باشيم در روز قيامت، و هر كه ما شفيع او باشيم البته ناجيست و حق سبحانه و تعالى رد شفاعت ما نمىكند اگر چه آن شخص گناهان جميع انس و جن داشته باشد، و بعد از آن بيان حقيقت خواب او را فرمودند كه حديث كرد مرا پدرم از جدم از پدرش صلوات اللّٰه عليهم كه حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله فرمودند كه هر كه مرا در خواب ببيند مرا ديده است زيرا كه شيطان بصورت من در نمىتواند آمد و نه بصورت هيچ يك از اوصياء من و نه بصورت هيچ يك از شيعيان اوصياء من، و به درستى كه خواب درست كه انبياء و اوصياء را صلوات اللّٰه عليهم در خواب ببينند يك جزو است از هفتاد جزو از نبوت. و بسيارى از وحيهاى انبياء اولى العزم در واقعه بود چنانكه واقعات آن حضرت متواتر است و حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد فرموده است كه« لَقَدْ صَدَقَ اَللّٰهُ رَسُولَهُ اَلرُّؤْيٰا بِالْحَقِّ »يعنى بتحقيق يا بذات خودم قسم ياد مىكنم كه خداوند شما كه منم راست كردم خواب رسولم را كه حق است كه هر آينه داخل مسجد الحرام خواهيد شد ايمن از شر كفار، و عمره به جا خواهيد آورد، و جمعى سر خواهيد تراشيد، و جمعى تقصير خواهيد كرد از جهة محل شدن از احرام، و موافق آن چه ديده بودند واقع شد، و خواب حضرت ابراهيم كشتن اسماعيل و اسحاق را، و خواب يوسف و غير آن كه در روايات و احاديث واقع شده است و مشهور است در اخبار بسيار كه حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله هر روز خواب خود را بيان مىفرمودند و از صحابه نيز مىپرسيدند كه آيا خواب خوبى ديدهايد و حضرت تعبير مىفرمودند، و هم چنين ائمه هدى صلوات اللّٰه عليهم و انكار رؤيا صادقه انكار ضرورى است از ضروريات دين مبين و شبهات مىكنند كه اگر كسى خواب ببيند رسول خدا يا ائمه هدى را صلوات اللّٰه عليهم كه امر كنند به فسق آيا عمل مىتوان كرد و جوابش اينست كه فرض محال است و هرگز نشده است و نخواهد شد.

divider