شناسه حدیث :  ۱۰۱۰۱۲

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۲  ,  صفحه۵۰۰  

عنوان باب :   الجزء الثاني [كِتَابُ اَلْحَجِّ] بَابُ اَلْهَدْيِ يَعْطَبُ أَوْ يَهْلِكُ قَبْلَ أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ مَا جَاءَ فِي اَلْأَكْلِ مِنْهُ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ رُوِيَ عَنْ حَفْصِ بْنِ اَلْبَخْتَرِيِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ رَجُلٌ سَاقَ اَلْهَدْيَ فَعَطِبَ فِي مَوْضِعٍ لاَ يَقْدِرُ عَلَى مَنْ يَتَصَدَّقُ بِهِ عَلَيْهِ وَ لاَ يَعْلَمُ أَنَّهُ هَدْيٌ فَقَالَ «يَنْحَرُهُ وَ يَكْتُبُ كِتَاباً يَضَعُهُ عَلَيْهِ لِيَعْلَمَ مَنْ مَرَّ بِهِ أَنَّهُ صَدَقَةٌ» .
زبان شرح:

روضة المتقین ; ج ۵  ص ۱۷۵

«و روي عن حفص بن البختري» في الصحيح كالشيخ على الظاهر فإنه رواه في الصحيح عن فضالة بن أيوب، عن عمر بن حفص الكلبي و وقع التصحيف من قلمه أو عمر عن حفص، و على أي حال لا يضر، لصحته عن فضالة «قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام» و يدل على جواز الاكتفاء بالظن في حلية اللحم المطروح كما رواه الكليني في الحسن كالصحيح، عن حماد عن حريز، عمن أخبره، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كل من ساق هديا تطوعا فعطب هديه فلا شيء عليه ينحرها و يأخذ نعل التقليد فيغمسها في الدم و يضرب صفحة سنامه و لا بدل عليه و ما كان من جزاء صيد أو نذر فعطب فعل مثل ذلك و عليه البدل، و كل شيء إذا دخل الحرم فعطب فلا بدل على صاحبه تطوعا أو غيره أي بلغ الهدي محله و هو الحرم و ظاهره إن لطخ السنام ليعلم من يمر به أنه مذبوح و يأكله.

divider

لوامع صاحبقرانی ; ج ۸  ص ۲۹۰

و به بيست و دو سند صحيح منقولست از حفص كه گفت عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه كه شخصى سياق هدى كرد و هلاك شد در جائى كه كسى نيست كه تصدق كند بر او و نمىتوان چنان كردن كه دانسته شود كه اين هدى است و در تهذيب باين عبارتست كه و لا من يعلمه يعنى انّه هدى يعنى در آنجا كسى نباشد از اعراب و غير آن كه اعلام كند او را كه اين هديست و جايز باشد او را خوردن حضرت فرمودند كه به رقعه مىنويسد كه اين هديست و بر روى ذبيحه مىگذارد تا اگر كسى از آنجا گذرد بداند كه اين صدقه است و تواند خورد و اخبار بسيار از اين باب واقع شده است كه دلالت مىكند بر اكتفا به امثال آن قراين در حليّت لحم مطروح و از اين بابست اگر كسى مصحفى را در مسجد بيابد حكم به طهارت جلد مىتوان كرد و اكثر اصحاب لحم و جلد مطروح [را ظ‍] نجس مىدانند بنا بر آن كه اصل عدم تذكيه است و بعضى عمل به اصلين متعارضين كردهاند كه حرام است و پاك است اما حرمت به اعتبار اصل عدم تذكيه چنانكه خواهد آمد و اما عدم نجاست به اعتبار آن كه اصل در اشياء طهارت است تا علم به نجاست بهم نرسد و در اين مواضع علم به نجاست ندارد و بعضى اينها نجس مىدانند به نجاست حكمى به آن كه با چنين پوستى نماز نمىتوان كرد اما اگر ملاقات كند به جايى يا چيزى را كه رطب باشد كه آن نجس نمىشود و چون پيش از ملاقات پاك بود و علم به نجاست اين پوست نداريم شايد كه تذكيه كرده باشند و خالى از قوتى نيست و از پيش گذشت و خواهد آمد إن شاء اللّٰه تعالى

divider